الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
89
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
ديدم كه افسارشان به دم شتران بسته شده و مشركان را ديدم كه تمام افراد را سوار كردهاند و قصد مكه را دارند . وقتى مسلمانان شنيدند كه مشركان قصد مكه را كردهاند ، خيالشان راحت شد . « 1 » ( 1 ) تفحص در مورد مجروحان و كشتهشدگان طبرسى در إعلام الورى مىنويسد : با رفتن مشركان ، خيال مسلمانان راحت شد و در منطقه پراكنده شدند تا كشتهشدگان خود را جمعآورى نمايند . آنها هيچ شهيدى را نيافتند ، مگر اين كه مثله و پاره پاره شده بود و تنها حنظلة بن ابى عامر كه پدرش در ميان مشركان بود ، سالم مانده بود . آنها حمزه را يافتند كه شكمش پاره شده و جگرش درآورده شده بود و بينى و گوشهايش بريده شده بود . « 2 » ( 2 ) واقدى مىگويد : رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فرمود : چه كسى از ذكوان بن عبد القيس اطلاعى دارد ؟ على عليه السّلام فرمود : يا رسول اللّه من او را ديدم در حالى كه اسب سوارى او را دنبال مىكرد . تا اين كه به او رسيد و مىگفت : اگر نجات يا بى من رستگار نشوم ! سپس با اسب خود بر او كه پياده بود ، حمله كرد و ضربهاى بر او وارد ساخت و در اين حال مىگفت : بگير اين ضربه را و بدان كه من ابن العلاج هستم . پس من به سوى او كه سوار بر اسب بود رفتم و ضربهاى به پايش زدم و آن را از نيمهء ران قطع كردم ، سپس او را از اسب پايين كشيدم و او را كشتم و ديدم كه او ابو الحكم بن أخنس بن شريق بن علاج ثقفى است . « 3 »
--> ( 1 ) . اعلام الورى ، ج 1 ، ص 181 و ابن اسحاق در اين باره مىنويسد : سپس رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله على بن ابى طالب را فرا خواند و فرمود : به نزديك مشركان برو و ببين كه چه مىكنند و قصد كجا را دارند . اگر سوار شترها شده باشند و اسبها را به يدك بكشند ، معلوم است كه قصد مكه را دارند و اگر سوار اسبها شوند و شترها را يدك بكشند ، معلوم است كه قصد مدينه را دارند . و قسم به آن كه جانم در دست او است ، اگر قصد مدينه را داشته باشند ، به سوى آنها حركت خواهم كرد و آنان كارزار خواهم نمود . على عليه السّلام گفت كه من به دنبال آنها رفتم و ديدم كه سوار شترها شدهاند و اسبها را يدك مىكشند و متوجّه مكه شدهاند . ( ج 3 ، ص 100 ) واقدى مىگويد : رسول الله صلّى اللّه عليه و آله و مسلمانان نگران شدند و كم كم نگرانى آنها از اين كه مبادا مشركان متوجه مدينه شوند و زنان و بچهها را به قتل برسانند ، شدت يافت ! براى همين آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله به سعد بن ابى وقاص فرمود : برو و خبر بياور . اگر ديدى كه سوار شتران شدهاند و اسبها را يدك مىكشند ، بدان كه قصد مكه را دارند و اگر سوار اسبها شدهاند و شترها را يدك مىكشند ، قصد مدينه را دارند و قسم به آن كه جانم در دست او است ، اگر به سوى مدينه بروند ، بر آنها حمله مىكنم و با آنها كارزار خواهم كرد . ( ج 1 ، ص 298 ) و با سندى از امام باقر عليه السّلام نقل كرده است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اگر ديدى كه مشركان قصد مدينه را دارند خبرش را تنها به من بگو و موجب سستى روحيهء مسلمانان مشو ! سعد رفت اما از شدت خشنودى از بازگشتشان نتوانست از فرياد زدن خوددارى كند . ( ج 1 ، ص 299 ) ( 2 ) . اعلام الورى ، ج 1 ، ص 181 - 182 . ( 3 ) . مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 283 و شيخ مفيد در ارشاد ، ج 1 ، ص 88 با سندى از امام صادق عليه السّلام روايت كرده است كه آن