الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
252
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) كشته شدن كعب بن أسد قمى در تفسيرش مىنويسد : كعب بن اسد را در حالى كه دستهايش به گردنش بسته شده بود ، پيش آوردند . او مردى خوش سيما و زيبا بود وقتى نگاه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بر وى افتاد ، فرمود : اى كعب ، آيا وصيّت ابن خراش براى تو كافى نبود ؟ آن راهب زيركى كه از شام پيش شما آمده بود و گفت : « شرابخوارى و خوشگذرانى را كنار گذاشتهام و به اين منطقهء خشك و بىآب و علف آمدهام تا پيامبرى را كه مبعوث مىشود درك كنم . بعثت او در مكه و هجرت وى به اين منطقه مىباشد . او به تكهاى نان و مقدارى خرما بسنده مىكند و بر الاغ بدون پالان سوار مىشود . « 1 » در چشمانش سرخى ديده مىشود و بين كتفهايش مهر ختم نبوت به چشم مىخورد . شمشيرش را بر دوش مىگذارد و از درگير شدن با هيچ كدام از شما نمىترسد . حكومت و سيطرهء وى فراگير مىشود و مناطق زيادى را در برمىگيرد » ! ( 2 ) كعب گفت : اين چنين بوده است اى محمد ! و اگر يهود بر من ايراد نمىگرفتند كه به خاطر ترس از مرگ به جزع و فزع افتادهام ، به تو ايمان آورده و تو را تصديق مىكردم . و لكن من بر دين يهود هستم و بر همين دين زنده بودم و مىميرم ! رسول الله صلّى اللّه عليه و آله فرمود : او را ببريد و گردنش را بزنيد . و گردنش را زدند . « 2 » سپس حيى بن اخطب را پيش آوردند . رسول الله صلّى اللّه عليه و آله به وى فرمود : اى فاسق ، كار خدا دربارهء خود را چگونه ديدى ؟ ! گفت : اى محمد ، به خدا قسم كه خودم را به سبب دشمنى با تو ملامت نمىكنم . من تمام سعى و تلاش خويش را به سبب دشمنى با تو به كار بردم و هر كسى را مىتوانستم عليه تو تحريك كردم ، و ليكن هر كسى كه خدا او را ذليل كند ، خوار و ذليل مىشود ! « 3 » ( 3 ) شيخ مفيد در ارشاد اين مطلب را افزوده است كه پس از آن وى رو به مردم كرد و گفت : اى مردم ، هيچ راه فرارى از امر الهى نيست ، اين حادثه چيزى بوده است كه براى بنى اسرائيل مقدر شده بود ! سپس او را در مقابل امير المؤمنين ( ع ) بردند و او در اين حال مىگفت : اين است كشته شدن يك انسان شريف به دست يك مرد شريف !
--> ( 1 ) . يادآور مىشويم كه قبلا از قمى نقل شد كه نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله در حالى كه بر الاغ سوار شده بود ، به قلعههاى بنى قريظه نزديك شد . ( 2 ) . در مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 516 به طور مختصر آمده است . ( 3 ) . تفسير قمى ، ج 2 ، ص 191 و مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 513 - 514 به صورت مختصر .