الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
249
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) در شبى كه بنى قريظه حكم رسول اللّه دربارهء خود را پذيرفتند ، فردى به نام عمرو بن سعدى در ميان آنها برخاست و چنان كه واقدى نقل مىكند ، گفت : اى جماعت يهود ، با محمد هم قسم شديد كه دشمنان وى را يارى نكنيد و از او در مقابل دشمنانش پشتيبانى كنيد ؛ امّا شما پيمانشكنى كرديد و من در پيمان بستن شركت نكردم و در هنگام مكر و پيمانشكنى نيز با شما شريك نشدم . پس اگر قبول نمىكنيد كه مسلمان شويد ، لااقل بر يهوديّت خويش باقى بمانيد و جزيه « 1 » بپردازيد . و به خدا قسم نمىدانم كه آيا اين پيشنهاد را قبول مىكند يا خير ؟ ( 2 ) آنها گفتند : ما قبول نمىكنيم كه عربها بر ما مسلط باشند و از ما خراج بگيرند و مرگ براى ما بهتر از اين است . گفت : پس در اين صورت من از شما بيزار هستم و از شما جدا مىشوم . پس از آن اسد بن عبيد - و برادرزادههايش اسيد و ثعلبه ، فرزندان سعيّه برخاستند و گفتند : اى جماعت بنى قريظه ، به خدا قسم ، شما مىدانيد كه او رسول خدا است و صفتهايش را مىدانيد كه علماى ما و علماى بنى نضير آن را بازگو كردهاند . اين اوّلين آنها است - و به حيىّ بن اخطب اشاره كرد كه بعد از بازگشت قريش ، به قلعه بنى قريظة برگشته بودند - به همراه جبير بن هيّبان كه راستگوترين مردم در ميان ما است و به هنگام مرگش ، صفتهاى اين پيامبر را براى ما بازگو كرد ! امّا آنها گفتند : ما هرگز از تورات جدا نمىشويم . هنگامى كه اين سه نفر ، لجبازى و بىمنطقى قوم خويش را ديدند در همان شب از قلعه خارج شدند و اسلام آوردند و امّا عمرو بن سعدى فرار كرد و كسى نفهميد كه به كجا رفت . « 2 » ( 3 ) پذيرش فرمان پيامبر قمى در تفسير خود مىنويسد : آنها مدتى در محاصره ماندند تا اين كه به شدت به جزع و فزع افتادند و
--> بستم ( مخلّفة : ماليدهشدهء با خلوق كه نوعى عطر قديمى عربها بوده است ) . وقتى كه خبر مربوط به من به اطلاع رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله رسيد ، فرمود : او را رها كنيد تا خداوند آنچه را اراده مىكند در مورد او انجام دهد . اگر پيش من مىآمد ، براى او طلب استغفار مىكردم . امّا حال كه نزد من نيامده و رفته است ، او را رها كنيد ! ( مغازى ، ج 2 ، ص 506 - 507 ) . ( 1 ) . اين اوّلين جايى است كه ذكرى از جزيه در اسلام به ميان آمده است ، بدون آن كه ذكرى از آن در سنت يا قرآن آمده باشد و اصل آن در يونانى ، گزيت به معناى حساب سرانه مىباشد . ( 2 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 503 - 504 . و ابن اسحاق خلاصهء خبر آنها را در سيره ، ج 3 ، ص 249 آورده است .