الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
23
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
لعمرك ما أوفى اسيد بجاره * و لا خالد ، لا و المفاضة زينب « 1 » و عتاب عبد غير موف بذمة * كذوب شئون الرأس قرد مدرّبة ! پيغام مرا به اسيد برسانيد و بگوييد كه دايى تو بردهاى است كه در ساختن سراب ماهر است . به جان تو سوگند كه اسيد به همسايهاش وفادارى نكرد و همچنين خالد و همينطور زينب و عتّاب بردهاى است كه به ذمّه و وظيفهء خود عمل نمىكند و فردى دروغگو و همانند ميمون دستآموز است . ( 1 ) وقتى كه اين شعر به گوش اسيد رسيد ، به همسرش گفت : ما را چه به اين يهودى ؟ ! آيا نمىبينى كه حسّان در مورد ما چه مىسرايد ؟ ! و آنگاه اسباب و اثاثيهء كعب را بيرون ريخت ! كعب از پيش آنها به جاى ديگرى رفت ؛ ولى به هر جايى كه مىرفت ، رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله حسّان را فرا مىخواند و به او اطلاع مىداد و حسان آنها را هجو مىكرد تا اين كه مجبور شدند كعب را از خود طرد كنند ، به طورى كه پناهگاهى در مكه نيافت و مجبور شد به مدينه برگردد . وقتى كه نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله از بازگشت كعب آگاه شد ، فرمود : خدايا مرا از شرّ ابن اشرف و اشعارش كفايت كن . « 2 » آنگاه ابن اسحاق از عبد الله بن مغيث بن أبى بردهء ظفرى ( از پدرش از جدّش ) نقل مىكند كه : ابن أشرف بن مدينه بازگشت و بنا كرد به سراييدن اشعار عاشقانه نسبت به زنان مسلمانان كه موجب آزار آنان شد . لذا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فرمود : چه كسى مرا از ابن اشرف كفايت مىكند ؟ محمد بن مسلمة ( أوسى ) كه برادر رضاعى ابن اشرف بود ، گفت : من تو را كفايت مىكنم و او را به قتل مىرسانم . آن حضرت فرمود : اگر بر او دست يافتى ، او را به قتل برسان . ( 2 ) محمّد بن مسلمه به خانهاش بازگشت و به مدت سه روز آب و غذا نمىخورد ، مگر به اندازهاى كه او را زنده نگه دارد . اين قضيه براى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله نقل شد و آن حضرت او را فرا خواند و فرمود : چرا از خوردن و آشاميدن دست كشيدهاى ؟ گفت : اى رسول خدا ، حرفى را زدهام كه نمىدانم آيا به آن وفا كنم يا خير ؟ فرمود : بر تو باد به سعى و تلاش ، « 3 » و در اين كار با سعد بن معاذ مشورت كن . محمد بن مسلمه و عدهاى از أوسىها كه از جملهء آنها عبّاد بن بشر وقش و برادرش سلكان بن
--> ( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 186 - 187 . ( 2 ) . همان . ( 3 ) . ابن هشام ، ج 3 ، ص 58 .