الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
224
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
دستهايش را به سوى آسمان دراز كرده بود و اشك مىريخت ، چنين دعا مىكرد : « يا صريخ المكروبين ، يا مجيب دعوة المضطرين ، اكشف همّى و كربى ، فقد ترى حالى ! » ؛ اى فرياد رس بيچارگان ، اى اجابت كنندهء درخواست درماندگان ، تو كه حال مرا مىبينى ، پس مشكل و غم را از من بر طرف كن . « 1 » ( 1 ) قمى مىنويسد : امير المؤمنين به آرامى به او نزديك شد در حالى كه چنين رجز مىخواند : لا تعجلنّ فقد أتاك مجيب صوتك غير عاجز * ذو نيّة و بصيرة ، و الصّدق منجى كلّ فائز . إنّي لأرجو أن اقيم عليك نائحة الجنائز ! * من ضربة نجلاء يبقى صوتها بعد الهزاهز ! « 2 » عجله نكن حتما ، زيرا كه پاسخگوى نداى تو فردى توانمند آمده است . او فردى شجاع و صاحب نيّت و بصيرت است و راستى نجاتدهندهء هر رستگارى است . اميدوارم كه شيون كنندگان بر جنازهها ، بر جنازهء تو نوحهگرى كنند . از همان ضربهء كارآمدى كه صدايش بعد از اتمام درگيرى ، همچنان باقى خواهد ماند ! ( 2 ) عمرو به او گفت : تو كه هستى ؟ گفت : من على بن ابى طالب ، پسر عموى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و داماد او هستم . عمرو گفت : به خدا قسم كه پدرت دوست قديمى من بود و دوست ندارم كه تو را بكشم . آيا پسر عمويت وقتى كه تو را فرستاد ، احتمال نداد كه با نيزهام تو را بردارم و در ميان زمين و آسمان معلّق نگاه دارم ، در حالى كه نه مرده باشى و نه زنده ؟ ! على عليه السّلام فرمود : پسر عمويم مىدانست كه اگر مرا بكشى ، وارد بهشت مىشوم و تو به جهنم مىروى و اگر تو را بكشم ، به جهنم مىروى و من به بهشت مىروم ! ( 3 ) عمرو گفت : اين كه هر دو به سود تو شد ، اى على ! تقسيم ناعادلانهاى است ! على عليه السّلام فرمود : اين حرفها را واگذار اى عمرو ، من از تو به هنگامى كه پردههاى كعبه را با پنجهات گرفته بودى ، شنيدم كه مىگويى : هرگاه شخصى به هنگام مبارزه در جنگ سه خواسته از من داشته باشد ، حتما به يكى عمل خواهم كرد و حال من سه خواسته از تو دارم و مىخواهم كه به يكى عمل كنى .
--> ( 1 ) . مناقب آل ابى طالب ، ج 1 ، ص 198 . ( 2 ) . طبرسى در مجمع البيان ، ج 8 ، ص 538 اين خبر را به همراه رجزهاى عمرو و على از ابن اسحاق نقل كرده است و در روايت ابن هشام اين رجزها نيامده است .