الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

159

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

--> مىكردند و مردم نيز در دو طرف مسير حركت آنها صف كشيده بودند و آنها را تماشا مىكردند . آنها به هنگام حركت ، طبل و شيپور مىزدند و در اين حال زنانشان لباس‌هاى طلا بافت و گران قيمت پوشيده بودند و به اين وسيله مىخواستند كه خود را بزرگ نشان دهند و ابو رافع سلّام ابن ابى حقيق در حالى كه افسار شترى را در دست داشت فرياد زد : اين همان چيزهايى است كه براى روز پستى زمين ذخيره مىكرديم : و اگر نخل‌هاى خود را از دست داده‌ايم ، به خيبر مىرويم و نخل‌هاى آنجا را مالك مىشويم ! آنگاه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله اموال و سلاح‌ها را مصادره كرد كه پنجاه زره و پنجاه كلاه‌خود و سيصد و چهل شمشير بود . پس از آن كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله غنائم بنى نضير را مصادره كرد ، ثابت بن قيس بن شمّاس را فرا خواند و به وى گفت : قومت را فرا بخوان . ثابت گفت : خزرج را مىفرماييد اى رسول خدا ؟ فرمود : تمام انصار را مىگويم . آنگاه او تمام اوس و خزرج را جمع كرد . رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله پس از حمد و ثناى پروردگار ، خدمات انصار و اسكان مهاجرين در منازل خويش و ايثار آنها را بر خود يادآور شد و سپس فرمود اگر قبول كنيد مىخواهم كه غنائم بنى نضير را تنها در ميان مهاجران تقسيم كنم و آنگاه آنها مستقل شوند و از منازل شما بيرون بروند و الّا غنائم را بين شما و مهاجرين تقسيم مىكنم ؛ ولى همچنان در منزل شما باقى مىمانند ؟ سعد بن عباده و سعد بن معاذ به ايراد سخن پرداخته و گفتند : اى رسول اللّه ، اموال را بين مهاجرين تقسيم كن و به علاوه آنها همچنان در منازل ما باقى بمانند . انصار هم فرياد زدند : اى رسول الله ما به همين راضى هستيم و آن را قبول مىكنيم و آن حضرت در حق انصار دست به دعا برداشت و فرمود : خدايا انصار و فرزندان انصار را رحمت كن . پس غنائم را بين مهاجرين تقسيم كرد و به انصار چيزى نداد مگر به دو نفر به نام‌هاى سهل بن حنيف و ابو دجانه كه نيازمند بودند و شمشير ابن ابى حقيق را كه شمشيرى معروف بود به سعد بن معاذ داد و اموال سهل بن حنيف و ابو دجانه هم معروف بود و بدان گفته مىشد : مال ابن خرشه . و به زبير بن عوّام و ابا سلمة بن عبد الاسد البويلة را هديه كرد و به حبيب بن سنان الضراطة را و به عبد الرحمن بن عوف شؤالة را داد و چاه حجر را به ابو بكر و چاه جرم را به عمر واگذار كرد . آن حضرت آزاد كردهء خويش ، ابو رافع ( اين اوّلين جايى كه ذكرى از ابو رافع به ميان مىآيد ) را مسئول نگهدارى و محافظت از اموال بنى نضير كرد و از آنجا كه اموال بنى نضير خالصهء آن حضرت بود ، لذا با درآمدهاى آن هزينهء اهل و عيال خود را تأمين مىكرد . در زير نخل‌هاى بنى نضير زراعت زيادى كاشته مىشد كه از محصول آن ، آذوقهء يك سالهء جو و خرماى همسران و بنى عبد المطلب را تأمين مىكرد و آنچه را اضافه مىآمد براى تهيهء اسب و سلاح هزينه مىكرد و از درآمد همين خالصه و اموال مخيريق ( همان يهودى كه در بدر شهيد شد و اموال خود را در اختيار رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله گذاشته بود . ) كه عبارت بود از هفت خانه به نام‌هاى : ميثب ، صافيه ، دلال ، حنى ، برقه ، أعواف و مشربه كه بعدها خانهء امّ ابراهيم ناميده شد ، صدقات و هديه‌هايى را به ديگران مىداد . اين بعد از نزول سورهء حشر بود كه در آن آمده است : « ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرى فَلِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ كَيْ لا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِياءِ مِنْكُمْ وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقابِ لِلْفُقَراءِ الْمُهاجِرِينَ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ أَمْوالِهِمْ يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَ رِضْواناً وَ يَنْصُرُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ » ( حشر : 7 - 8 ) ؛ آنچه خدا از اموال چنين آباديهايى به رسولش غنيمت داد از آن خدا و رسول ، خويشاوندان ، يتيمان ، تهيدستان و به‌راه‌ماندگان است تا در ميان ثروتمندان شما دست به دست نشود ، آنچه را رسول خدا به شما داد بگيرد و از آنچه نهى كرده است خوددارى كنيد و از خدا بترسيد كه عذاب او بسيار سخت است . ( از غنائم سهمى ) از آن فقراى مهاجر است كه از خانه و اموالشان بيرون رانده شدند . آنها در پى فضل و خشنودى