الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

147

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

( 1 ) غزوهء بنى نضير در تفسير قمى - كه گويى آن را از كتاب أبان بن عثمان « 1 » بجلى كوفى نقل كرده - آمده است : در مدينه سه طايفه از يهود به نام‌هاى : بنى قينقاع ، بنى قريظه و بنى نضير زندگى مىكردند و هر كدام با رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله پيمانى بسته بودند كه آن را شكستند . علّت پيمان‌شكنى بنى نضير اين بود كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله نزد آنها آمده بود تا از آنها مقدارى مال قرض بگيرد و ديهء دو فردى را كه يكى از اصحابش آنها را با فريب و ناگهانى كشته بود « 2 » ، بپردازد و براى اين كار تصميم گرفته بود كه نزد كعب بن أشرف برود . پس از آن كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ( به همراه عده‌اى از اصحاب ) بر كعب وارد شد ، وى گفت : خوش آمدى اى ابو القاسم و بلند شد و بيرون رفت و چنان وانمود كرد كه مىخواهد براى آنها غذا تهيه كند و پيش خودش گفت كه خوب است رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و به دنبال آن يارانش را به قتل برسانيم . امّا جبرئيل نازل شد و او را از قضيه با خبر كرد و رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به مدينه بازگشت . « 3 » ( 2 ) طبرسى در إعلام الورى مىنويسد : جبرئيل نازل شد و او را از اقدامات يهوديان آگاه كرد ؛ لذا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله از جايش برخاست و چنين وانمود كرد كه مىخواهد براى قضاى حاجت به بيرون برود و از سوى ديگر مىدانست كه يهوديان يارانش را در صورت زنده بودن او نخواهند كشت و پس از خارج شدن از منزل كعب بن اشرف به سوى مدينه رفت . كعب بعضى از ياران خود را به دنبال افرادى فرستاد تا بيايند و او را عليه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله يارى كنند . آنها در راه آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله را ديدند و كعب را از بازگشت رسول الله صلّى اللّه عليه و آله به مدينه با خبر كردند و او نيز خبر را به ياران آن حضرت رسانيد و آنها هم بازگشتند . ( 3 ) در اين ميان عبد اللّه بن صوريا از همه آگاه‌تر بود كه به آنها گفت : به خدا قسم كه خدايش او را از مكر و حيله‌اى كه به كار برديد ، آگاه كرد ! و به خدا قسم كه اوّلين پيغامى كه به شما مىرسد اين است كه شهر و ديار خود را ترك كنيد ! بنابراين در دو كارى كه به شما پيشنهاد مىكنم از من پيروى كنيد و

--> اين شعار در سيرهء ابن هشام نيامده ؛ ولى در مجمع البيان ، ج 2 ، ص 882 و از او در مناقب ، ج 1 ، ص 195 آمده است و واقدى مىگويد : عامر بن طفيل عده‌اى از اصحاب خود را با نامه‌اى به سوى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فرستاد و نوشت : يكى از اصحاب تو دو نفر از ياران مرا كشته است ( ج 1 ، ص 352 ) و حال ديهء آنها را بفرست ( ج 1 ، ص 364 ) . ( 1 ) . نگاه كنيد به تفسير قمى ، ج 1 ، ص 360 . ( 2 ) . او همان عمرو بن اميّهء ضمرى بوده است كه دو نفر از بنى عامر را كه مسلمان شده بودند يا در پناه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بودند ، به قتل رسانده بود . ( 3 ) . تفسير قمى ، ج 2 ، ص 358 - 359 .