الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
104
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) در ادامه مىگويد : پس از آن كه رسول اللّه از خواب بيدار شد ، صداى گريه شنيد . پس سؤال كرد : چه خبر است ؟ گفته شد : زنان انصار هستند كه بر حمزه گريه مىكنند ، پس رسول الله صلّى اللّه عليه و آله به آن زنان گفت : خدا از شما و فرزندانتان راضى باشد و به آنها دستور داد كه به منازل خود بازگردند و مادر سعد بن معاذ گفت كه آنگاه ما به همراه مردان خود به خانههايمان بازگشتيم . « 1 » ( 2 ) طبرسى مىنويسد : هنگامى كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله صداى گريه و زارى بر حمزه را جلوى در مسجد شنيد ، خودش در خانهء فاطمه بود . او نزد آنها آمد و فرمود : به خانههايتان بازگرديد ، خداوند به شما أجر عنايت فرمايد ، به درستى كه خودتان را در زحمت انداختيد . « 2 » ابن اسحاق با سندى از بعضى از مردان بنى عبد الاشهل اين را روايت مىكند و ابن هشام نيز آن را از ابى عبيده روايت مىكند . « 3 » ( 3 ) واقدى نيز با سندى آن را چنين روايت كرده است : هنگامى كه شب يكشنبه فرا رسيد . . . و بلال كه اذان را گفته بود ، بر در خانه نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله نشسته و منتظر خروج آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله بود . هنگامى كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله بيرون آمد ، عبد الله بن عمرو بن عوف مزنّى برخاست و گفت : اى رسول خدا ، از خانوادهام جدا شده بودم و به سوى مدينه مىآمدم تا اين كه در ملل قريش را ديدم كه در آنجا اطراق كرده بودند . پيش خود گفتم : الان به داخل آنها مىروم تا سخنان و اخبار آنها را بشنوم ، در ميان آنها نشستم و شنيدم كه ابو سفيان و اصحاب وى مىگويند : اگر چه شوكت و گستاخى اين قوم را در هم شكستيم ، اما كار اساسى نكرديم . پس بياييد برگرديم و كار بقيه را يكسره كنيم ! و صفوان آنها را از اين كار منع مىكرد . « 4 » ( 4 ) اما در مورد كيفيت خروج آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله براى نماز عشاء ، در روايتى كه از ابو سعيد خدرى نقل كرده ، گفته است : آن حضرت ( براى اقامهء نماز عشاء ) از منزل بيرون آمد ، در حالى كه راه رفتن او بهتر از هنگامى شده بود كه به منزل رفته بود . پس از آن كه نماز عشا را با وى خوانديم ، به حجرهاش بازگشت و در حالى كه مردان از مصلّى تا حجرهاش صف كشيده بودند ، او به تنهايى راه رفت تا وارد حجرهاش شد و تعدادى از بزرگان أوس و خزرج در جلو در حجرهاش به نگهبانى ايستادند تا از وى
--> ( 1 ) . همان ، ص 316 - 317 . ( 2 ) . إعلام الورى ، ج 1 ، ص 183 . ( 3 ) . ابن هشام ، ج 3 ، ص 105 . ( 4 ) . مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 326 كه در ضمن تفسير آيات سورهء آل عمران كه به غزوهء حمراء الأسد اشاره دارد ، آن را بيان كرده است و لكن متن آن چنين است : « هنگامى كه شب يكشنبه در ماه محرم ( ؟ ! ) فرا رسيد . » و بديهى است كه اين شب يكشنبه در ماه شوّال بوده است و تعليقهاى نيز بر خبر نزده است و در آن آمده : « بعد از آن كه سلام نماز را داد ، به مردم اعلام كرد كه براى تعقيب دشمن آماده شوند . » ؛ يعنى بعد از نماز عشاء .