الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

73

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

بدان ايمان آورده و ديگر به خداى خود مشرك نخواهيم شد . پس خداوند به پيامبرش وحى فرستاد : « قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ » ؛ بگو به من وحى شده است كه گروهى از اجنه به قرآن گوش فرا داده‌اند . « 1 » در اين صورت خبر عكاظ و منطقهء نخله براى سورهء جن است نه سورهء احقاف . ( 1 ) طبرسى مىنويسد : ديگران گفتند : رسول الله صلّى اللّه عليه و آله مأمور شد كه اجنه را انذار كند و آنها را به سوى خدا دعوت نمايد و قرآن برايشان قرائت كند . سپس خداوند گروهى از اجنّه را از نينواى ( عراق ) به سوى آن حضرت ارسال كرد . پس رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به اصحابش فرمود : من مأمور شده‌ام كه امشب براى اجنه قرآن قرائت كنم ، كدام يك با من مىآييد ؟ عبد الله بن مسعود اعلام آمادگى كرد و رفت و بعدها عبد الله گفت : كسى غير از من با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نبود . ما راه رفتيم تا به بالاى مكه رسيديم ، رسول الله صلّى اللّه عليه و آله داخل دره حجون شد و قبل از آن با عصايش دايره‌اى كشيد و به من فرمود : داخل آن بنشين و از آن خارج نشو تا بازگردم . سپس خودش رفت تا اين كه ايستاد و شروع به قرائت قرآن كرد . در اين حال صدايش را نمىشنيدم . سپس أجنه مثل پاره‌هاى ابر تكه تكه شدند و پراكنده گرديدند تا اين كه از آنها فقط يك ظرفى باقى ماند . در هنگامهء فجر رسول الله صلّى اللّه عليه و آله از قرائت قرآن فارغ شد . سپس پيش من آمد و گفت : آيا چيزى ديدى ؟ گفتم : بله ، مردان سياهى را ديدم كه لباس‌هاى سفيد پوشيده بودند . فرمود : آنها أجنه نصيبين بودند . « 2 » ( 2 ) اما خود او بعد از نقل اين حديث از علقمة بن قيس روايت مىكند كه : از عبد الله بن مسعود پرسيدم كه چه كسى در ليلة الجن با رسول الله بود ؟ گفت : هيچ فردى از ما با او نبود . در شبى از شب‌ها كه در مكه بوديم ، رسول الله صلّى اللّه عليه و آله را گم كرديم . پيش خود گفتيم : حتما رسول الله صلّى اللّه عليه و آله ترور شده يا به پرواز درآمده است ، پس به دنبال يافتن او دره‌ها را جست و جو كرديم تا اين كه او را ديديم كه از سوى حراء بازمىگشت . گفتيم : يا رسول الله صلّى اللّه عليه و آله كجا بودى ؟ براى تو نگران شديم ، امشب بدترين شبى بود كه گذرانديم ، وقتى كه فهميديم تو را گم كرده‌ايم ! او فرمود : عده‌اى از أجنه آمده بودند و رفتم برايشان قرآن قرائت كنم . سپس ما را به محل ملاقات با ديوان برد كه آثار باقى مانده و آتش‌هاى خاموش شده را ديديم . اما هيچ كدام از ما در هنگام ملاقات با أجنه در كنار او نبوديم . « 3 » ( 3 ) ظاهرا آنچه كه از اين دو خبر ابن مسعود براى قبول ، متعيّن است همان خبر دوم مىباشد ؛ زيرا با

--> ( 1 ) . مجمع البيان ، ج 1 ، ص 544 و اين خبر در اسباب النزول واحدى نيشابورى در ذيل سوره احقاف نيامده و براى سورهء جن هم ذكر نشده است . ( 2 ) . مجمع البيان ، ج 9 ، ص 140 . ( 3 ) . مجمع البيان ، ج 9 ، ص 140 و ج 10 ، ص 544 .