الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
61
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
معتزلى شافعى بغدادى ( م 656 ه ) بخشى از اين سخن امير مؤمنان عليه السّلام را در شرح خود بر نهج البلاغه از كتاب نقض العثمانيه از اسكافى معتزلى سمرقندى بغدادى ( م 241 ه ) كه در ردّ بر كتاب العثمانيه از معاصرش جاحظ نوشته ، نقل نموده است . البته نه به عنوان نامه كه به عنوان خطبهاى مشهور و اضافه نموده است : تمام قبايل عليه بنى هاشم دست به يكى شدند و ارزاق و آمد و شد را از آنان بريدند تا آنجا كه از بام تا شام چشم داشتى جز مرگ نداشتند و هيچ چاره و گشايشى نمىديدند ، اميد آنها بريده و خواستشان نابود شده بود . « 1 » ( 1 ) شيخ طبرسى در اعلام الورى مىنويسد : آنها در دار الندوة جلسه تشكيل دادند و با هم عهدنامهاى نوشته بودند كه در آن آمده بود : از بنى هاشم پشتيبانى نكنند و با آنها صحبت ننمايند و با آنها بيعت و ازدواج نكنند و دخترى را به ازدواج آنها درنياورند و با آنها ارتباط برقرار نكنند تا رسول الله صلّى اللّه عليه و آله را به آنها تحويل دهند كه او را به قتل برسانند و آنها با هم متحد شده بود كه محمد را به صورت آشكار يا مخفيانه به قتل برسانند . سپس قرارداد را با چهل مهر به امضا رسانده بودند ، هر كدام از رؤساى قريش در پايين آن مهر زده بود و آنگاه آن را در كعبه آويزان كرده بودند و ابو لهب از امضا كنندگان قرارداد بود . و مطعم بن عدىّ بن نوفل بن عبد المطلّب در جمع آنها داخل نشده بود . « 2 » ( 2 ) قمى در تفسيرش مىنويسد : هنگامى كه قريش بر قتل محمد صلّى اللّه عليه و آله هم داستان شدند و عهدنامهء مقاطعه را نوشتند ، ابو طالب بنى هاشم را فراخواند و آنها را به بيت و ركن و مقام و مشاعر در كعبه قسم داد كه اگر تيغى به پاى محمد صلّى اللّه عليه و آله فرو رفت به سرعت حاضر شوند و قيام كنند ! آنگاه او را به شعب برد و شبانه روز به حراست از او پرداخت و چهار سال با شمشير خود بر بالاى سرش نگهبانى مىداد . « 3 » ( 3 ) طبرسى مىگويد : او شبانه روز از محمد صلّى اللّه عليه و آله حفاظت مىكرد و هنگامى كه شب فرا مىرسيد و آن حضرت به خوابگاهش مىرفت ، با شمشير به نگهبانى از وى مىپرداخت و تمام شبها اين برنامه را اجرا مىكرد و فرزندان و برادرزادههايش را مأمور كرده بود كه در روز به حفاظت از وى بپردازند . در همين زمان ابو جهل و عاص بن وائل سهمى و نضر بن حارث بن كلده و عقبة بن ابى معيط به سر
--> ( 1 ) . شرح نهج البلاغه از ابن ابى الحديد ، ج 13 ، ص 254 . و اين بخش از نامهء آن حضرت را شريف رضى در نهج البلاغه آورده است : نامه 9 و ابن ابى الحديد آن را شرح نموده ج 14 ، ص 47 - 84 و برادر شريف رضى ، سيد مرتضى نيز آن را از استادش شيخ مفيد در : العيون و المحاسن ، ص 287 آورده است . و دينورى در الاخبار الطوال ، ص 154 و بلاذرى در انساب الاشراف ، ص 277 از كلبى از ابى مخفف از أبى روق همدانى و اندلسى در العقد الفريد ، ج 2 ، ص 335 و خوارزمى در مناقب على بن ابى طالب ، ص 176 نقل نمودهاند . ( 2 ) . اعلام الورى 49 - 50 و شاگردش راوندى در قصص الانبياء ، ص 329 . ( 3 ) . تفسير قمى ، ج 1 ، ص 380 .