الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

56

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

فرض را بر اين گرفته كه تاريخ بازگشتشان معلوم بوده است . ابن اسحاق مىگويد : خبر اسلام آوردن اهل مكه به اصحاب رسول الله صلّى اللّه عليه و آله كه در سرزمين حبشه بودند ، رسيد . براى همين به دستور جعفر به سوى مكه بازگشتند تا اين كه به نزديكى مكه رسيدند و فهميدند كه آنچه در مورد اسلام آوردن اهل مكه شنيده بودند ، دروغ بوده است . براى همين هيچ كدام داخل مكه نشدند مگر اين كه نزد هم‌پيمانان خويش رفتند و يا خود را مخفى نگه داشتند « 1 » از جملهء اين افراد : عثمان بن عفان و همسرش رقيه دختر رسول الله صلّى اللّه عليه و آله و ابو سلمه مخزومى و همسرش ام سلمه مخزومى و سكران بن عمرو و همسرش سوده دختر زمعة بن قيس و ابو سبرة بن ابى رهم و همسرش ام كلثوم دختر سهيل بن عمرو و باجناقش ابو حذيفة بن عتبة و همسرش سهلة دختر سهيل بن عمرو و برادرش عبد الله بن سهيل بن عمرو و عامر بن ابى ربيعه و همسرش ليلى دختر ابى حمنه بودند . ( 1 ) اينها ده زوج بودند و ديگران عبارت بودند از : زبير بن عوّام و عبد الله بن مسعود و عمّار بن ياسر و عثمان بن مظعون و برادرانش : عبد الله و قدامة و پسرش سائب بن عثمان و از همين رو ابن اسحاق مىگويد : و تمام اصحاب رسول الله صلّى اللّه عليه و آله كه از حبشه به مكه بازگشتند 33 نفر بودند . « 2 » و اين با توجه به مطلبى است كه خودش گفته است : مهاجران هشتاد مرد و زن بوده‌اند . « 3 » تمام كسانى كه نجاشى آنها را به همراه عمرو بن امية ضمرى در دو كشتى به سوى مدينه فرستاد ، شانزده مرد بودند و همراه آنها محمد و حارث فرزندان حاطب جمحى به همراه مادرشان فاطمه دختر مجلّل و عبد الله بن عبد المطّلب زهرى و مادرش رملة دختر ابى عوف سهمى نيز حضور داشتند كه شوهرانشان در حبشه فوت كرده بودند . ( 2 ) سپس نه نفر « 4 » را مىشمارد كه در حبشه فوت كردند و يك نفر كه نصرانى شد و او عبيد الله بن جحش هم پيمان بنى اميّه و داماد ابو سفيان بر دخترش رملة امّ حبيبه بود . او وقتى كه وارد حبشه شد به نصرانيت گرويد و هنگامى كه از كنار مسلمانان مىگذشت ، مىگفت : « فقحنا و صأصأتم » « 5 » ، يعنى ما

--> ( 1 ) . همان ، ص 3 . ( 2 ) . همان ، ص 3 - 10 . ( 3 ) . همان ، ج 1 ، ص 353 . ( 4 ) . سيرهء ابن اسحاق ، ج 4 ، ص 10 . ابتدا هفت مرد را مىشمارد و سپس يك نفر از فرزندانشان را هم ذكر مىكند و در ج 4 ، ص 7 مطلّب بن أزهر زهرى را از جملهء متوفيان حساب مىكند ، اما بعد از آن در ضمن هشت نفر او را مىشمارد . ( 5 ) . تولهء سگ هنگامى كه مىخواهد براى اولين بار چشم‌هاى خود را باز كند عوعو مىكند و براى همين براى اولين بارى كه چشم‌هايش را مىگشايد ، گفته مىشود : فقح الجرو ، يعنى تولهء سگ چشم‌ها را باز كرد و اين چشم باز كردن در اينجا به استعاره گرفته شده و براى انسان مثال زده شده است .