الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
22
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) در اين سوره آمده است : « وَ لَوْ نَزَّلْنا عَلَيْكَ كِتاباً فِي قِرْطاسٍ فَلَمَسُوهُ بِأَيْدِيهِمْ لَقالَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ وَ قالُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌ وَ لَوْ أَنْزَلْنا مَلَكاً لَقُضِيَ الْأَمْرُ ثُمَّ لا يُنْظَرُونَ وَ لَوْ جَعَلْناهُ مَلَكاً لَجَعَلْناهُ رَجُلًا وَ لَلَبَسْنا عَلَيْهِمْ ما يَلْبِسُونَ » « 1 » ؛ اگر نوشتهاى بر كاغذ برايت بفرستيم كه با دست خود آن را لمس كنند ، كافران بازهم خواهند گفت : « اين جز جادويى آشكار نيست . » گفتند : « چرا فرشتهاى بر او نازل نشده است ؟ » اگر فرشتهاى فرستاده بوديم ، كار به پايان مىرسيد و به آنها ديگر مهلتى داده نمىشد اگر فرشتهاى را مقرر مىداشتيم ، بىترديد او را به هيأت مردان در مىآورديم ( كه باز براى آنها جاى شبهه باقى مىماند . ) ( 2 ) طبرسى از كلبى روايت مىكند كه گفت : اين آيه در مورد عبد الله بن اميّه و نضر بن حارث و نوفل بن خويلد نازل شده است . آنها گفتند : اى محمد ! ما به تو ايمان نمىآوريم تا اين كه كتابى را از سوى خدا بياورى كه چهار فرشته نيز همراه آن باشند و شهادت دهند كه آن كتاب از سوى خداست و تو رسول او هستى . « 2 » و به همين صورت ابن شهر آشوب آن را در مناقب روايت كرده است . « 3 » ( 3 ) در اين سوره آمده است : « قُلْ أَ غَيْرَ اللَّهِ أَتَّخِذُ وَلِيًّا فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ يُطْعِمُ وَ لا يُطْعَمُ قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ وَ لا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ قُلْ إِنِّي أَخافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ » « 4 » ؛ بگو : « آيا غير خدا را يار و ياور گيرم ؟ اوست كه آفرينندهء آسمانها و زمين است و خود غذا مىدهد و از غذا بىنياز است . » بگو : « من مأمورم نخستين كسى باشم كه اسلام آورد » و از مشركان نباش . بگو : « پروردگارم را نافرمانى كنم از عذاب آن روز بزرگ مىترسم » . ( 4 ) طبرسى مىگويد كه گفته شده است : اهل مكه به رسول الله صلّى اللّه عليه و آله گفتند : اى محمد ! دين و آيين قوم خويش را ترك كردهاى و ما مىدانيم كه تنگدستى تو باعث چنين تصميمى شده است . بنابراين ما اموالى را برايت جمع مىكنيم تا از غنىترين افراد ما باشى كه پس از آن اين آيه نازل شد . « 5 » ابن شهر آشوب نيز در مناقب مطلب را به همين صورت نقل كرده است . « 6 » و خداوند مىفرمايد : « قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهادَةً قُلِ اللَّهُ شَهِيدٌ بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ أُوحِيَ إِلَيَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَكُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ أَ إِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللَّهِ آلِهَةً أُخْرى قُلْ لا أَشْهَدُ قُلْ إِنَّما هُوَ إِلهٌ واحِدٌ وَ إِنَّنِي
--> ( 1 ) . انعام ( 6 ) ، 7 - 9 . ( 2 ) . مجمع البيان ، ج 4 ، ص 428 . ( 3 ) . مناقب آل ابى طالب ، ج 1 ، ص 48 . ( 4 ) . انعام ( 6 ) ، 14 - 15 . ( 5 ) . مجمع البيان ، ج 4 ، ص 433 . ( 6 ) . مناقب آل ابى طالب ، ج 1 ، ص 49 .