الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
97
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) امّا چنين سرزمينهايى ، وجود تمدنى فراگير در تمام جزيرة العرب را اثبات نمىكند ، به خصوص در منطقهء حجاز كه اصلا از چنين تمدنى بهرهمند نبوده است و بلكه بوى اين تمدن عظيم را هم استشمام نكرده است . از همين رو ، فاتحان و جهانگشايان در تصرف اين منطقه رغبتى نداشتهاند و لشكرهاى روم و فارس كه جهان را در آن روزگار بين خود تقسيم كرده بودند ، هيچگاه براى تصرّف اين منطقه اقدام نمىكردند . مطلب قابل توجه آن است كه در هنگامهء ظهور اسلام چيز قابل ذكرى از اين تمدن بزرگ ، باقى نمانده بوده است . حكايت اسعد بن زراره ( 2 ) در اينجا ما قصهء اسعد بن زرارهء خزرجى را ذكر مىكنيم كه نكتههاى بسيارى دربارهء زندگى مردم حجاز براى ما تبيين مىكند . شيخ طبرسى در كتاب إعلام الورى بأعلام الهدى از على بن ابراهيم روايت مىكند : « بين قبايل اوس و خزرج جنگى پيش آمده بود كه دهها سال طول كشيده بود و افراد در شب و روز سلاح خويش را با خود حمل مىكردند و آخرين جنگ ، بعاث بود كه در نتيجهء آن اوس بر خزرج پيروز شده بود . پس از آن اسعد بن زراره و ذكوان در عمرهء ماه رجب به مكه رفتند تا با قبيلهء قريش ، عليه اوس پيمان ببندند . ( 3 ) در اين ميان اسعد بن زراره از دوستان عتبه بن ربيعه بود و براى همين به منزل او رفته و گفت : بين ما و قبيلهء اوس جنگ وجود داشته است و حال آمدهايم كه با شما عليه آنها پيمان صلح ببنديم . عتبه گفت : ما از مدينه بسيار دور هستيم و در مكه گرفتارىهايى داريم كه به ما مهلت نمىدهد به مدينه بياييم تا به شما كمك كنيم . اسعد بن زراره گفت : چه گرفتارىهايى داريد ، در حالى كه در حرم امن الهى به آسودگى زندگى مىكنيد ؟ عتبه گفت : مردى در ميان ما ظهور كرده است كه ادعا مىكند رسول خدا است و خواب راحت ما را آشفته كرده و الهههاى ما را سبّ نموده و جوانانمان را فاسد كرده و در ميان جمع ما تفرقه ايجاد كرده است . اسعد گفت : او كيست ؟