الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
50
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
است ؛ باقى نمىماند به اين كه حجّاج پس از آن كه شهر واسط را در عراق ، بين كوفه و بصره بنا كرد ؛ قبلهء آن را از حجاز ( كعبه ) به سوى شام به سمت قصر امير المؤمنين و يا قبهاى كه عبد الملك بنا كرده بود تغيير داد و به مردم دستور داد كه به سوى آن نماز به جاى آوردند ! ( 1 ) يعقوبى روايت كرده است : « هنگامى كه ابن زبير بر مكه و حجاز مسلّط شد از حجّاج بيعت مىگرفت . وقتى كه عبد الملك از اين موضوع مطلع شد ؛ مردم را از سفر به حج بازداشت . مردم شكايت كرده و گفتند : آيا ما را از حجّ بيت الله الحرام بازمىدارى در حالى كه بر ما واجب است ؟ ! او در جواب گفت : اين ابن شهاب زهرى است كه روايت مىكند كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « مسافرت نكنيد مگر به سوى سه مسجد : مسجد الحرام و مسجد من و مسجد بيت المقدس » كه آن به جاى مسجد الحرام خواهد بود ! و اين صخرهاى كه روايت شده : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله هنگام عروج به آسمان پايش را بر آن گذاشت ، براى شما به منزلهء كعبه است ! و دستور داد كه بر آن صخره قبه و بارگاهى بسازند و پردههاى ديبا بر آن آويزان كردند و خادمانى براى آن گماشتند و مردم شروع به طواف بر آن كردند ؛ همان گونه كه اطراف كعبه طواف مىكردند ! و اين كار در زمان بنى اميه ادامه داشت . « 1 » ( 2 ) جاحظ در بعضى از آثارش به اين مطلب اشاره كرده و گفته است : « هاشميان افتخار مىكنند كه كعبه را منهدم نكردند و قبله را تغيير ندادند و مقام رسول را پايينتر از مقام خليفه قرار ندادند » . « 2 » اين موضوع را در بعضى از رسالههايش به طور مفصل بازگو كرده و مىنويسد : « تا اين كه عبد الملك بن مروان و فرزندش وليد اقدام به تخريب كعبه و تحميل جنگ بر مدينه كردند . آنها كعبه را ويران نمودند و حرمت مدينه را شكستند و قبلهء واسط را تغيير دادند . تا اين كه مىگويد : فرض مىكنم كه تغيير قبله تنها يك اشتباه بود ! و منهدم كردن كعبه با تكيه بر تأويل در دين بوده است ، ولى اين را چه كنم كه آنها مىپنداشتهاند : جانشين يك مرد در ميان اهل وى برتر از رسولش به سوى آنها مىباشد ! » « 3 » ( 3 ) بر همين اساس سيد مرتضى عاملى احتمال داده است كه سرّ استحباب تمايل قبله به چپ
--> ( 1 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 216 و حياة الحيوان ، ج 1 ، ص 66 و البداية و النهاية ، ج 8 ، ص 208 و الانافة فى معالم الخلافة ، ج 1 ، ص 129 و نك به بحثى در اين مورد در السنة قبل التدوين ، ص 502 - 506 . ( 2 ) . از آثار جاحظ ، ص 205 . ( 3 ) . از رسالههاى جاحظ ، ج 2 ، ص 16 .