الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

429

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

( 1 ) سورهء چهل و ششم : واقعه در اين سوره آمده است : « فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ » « 1 » ، پس به نام پروردگارت بزرگ خود تسبيح گوى . عياشى در تفسيرش از عقبه بن عامر جهنى روايت مىكند كه گفت : هنگامى كه نازل شد : « فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ » ؛ رسول الله صلّى اللّه عليه و آله فرمود كه آن را در ركوعتان بخوانيد . همچنين اين روايت در الدر المنثور از احمد و ابى داود و ابن ماجه و ابن منذر و ابن مردوية از عقبة از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله نقل شده است « 2 » و همين تأييد همان چيزى است كه قبلا گذشت مبنى بر اين كه نماز در ابتدا بدون ركوع تشريع شده بود و بعدها ركوع نماز تشريع شد . ( 2 ) سورهء چهل و هفتم : شعراء در اين سوره آمده است : « وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ » كه قبلا دربارهء آن صحبت كرديم . همچنين در اين سوره آمده است : « وَ الشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ » « 3 » ؛ شاعران پيشواى گمراهان هستند . طبرسى در مجمع البيان به نقل از مقاتل گفته است : آنها شعراى مشركان و همگى از قريش بودند كه از جملهء آنها ابو سفيان بن حرث بن عبد المطلب و ابو عزّة عمرو بن عبد الله و عبد الله بن زبعرى سهمى و مسافع بن عبد مناف جمحى و هبيرة بن ابى وهب مخزومى بوده‌اند . آنها گرد هم آمدند و گفتند : ما هم مثل آنچه را كه محمد مىگويد ، مىگوييم و اشعارى را گفتند و سخنان دروغى را به هم بافتند و در ضمن ، نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله را هجو كردند و در اين حال عده‌اى از افراد ساده‌لوح دورشان جمع مىشدند و به اشعارشان گوش مىكردند و هجوهايشان را براى ديگران نقل مىكردند . « 4 » ( 3 ) سورهء چهل و نهم : قصص در اين سوره آمده است : « وَ لكِنْ رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ لِتُنْذِرَ قَوْماً ما أَتاهُمْ مِنْ نَذِيرٍ مِنْ قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ وَ لَوْ لا أَنْ تُصِيبَهُمْ مُصِيبَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ فَيَقُولُوا رَبَّنا لَوْ لا أَرْسَلْتَ إِلَيْنا رَسُولًا فَنَتَّبِعَ آياتِكَ وَ نَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فَلَمَّا جاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِنا قالُوا لَوْ لا أُوتِيَ مِثْلَ ما أُوتِيَ

--> ( 1 ) . واقعه ( 56 ) ، 74 . ( 2 ) . الميزان ، ج 2 ، ص 270 . ( 3 ) . الشعراء ( 26 ) ، 224 . ( 4 ) . مجمع البيان ، ج 7 ، ص 325 .