الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

396

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

( 1 ) و در الاحتجاج طبرسى از امام حسن عسكرى عليه السّلام روايت شده است كه سؤال‌كننده ، عبد الله بن صورياى يهودى بوده است . « 1 » ( 2 ) طبرسى از ضحاك و قتاده و مقاتل نقل مىكند كه گروهى از احبار يهود نزد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله آمدند و گفتند : اى محمد ! خدايت را براى ما توصيف كن تا شايد به تو ايمان بياوريم ، زيرا خداوند صفات خويش را در تورات نازل كرده است . پس از آن سورهء توحيد نازل شد . « 2 » تا اينجا به نظر مىرسد كه اخبار مستلزم مدنى بودن سوره است ، ولى طبرسى از تفسير قاضى مطلبى را نقل مىكند كه اين پيامد را ندارد . او مىگويد : عبد الله بن سلام در مكه به ديدار پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آمد . رسول الله صلّى اللّه عليه و آله به وى فرمود : تو را به خدا قسم مىدهم كه آيا مرا در تورات نمىيابى ؟ گفت : خدايت را براى من توصيف كن . پس اين سوره نازل شد و نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله آن را قرائت كرد و همين سبب اسلام آوردن وى شد ؛ اما اسلام خويش را مخفى نگاه داشت تا اين كه نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله به مدينه هجرت كرد كه آنجا اسلام خويش را آشكار كرد . « 3 » پس امكان دارد كه او همراه عبد الله بن صوريا كه در خبر الاحتجاج از امام حسن عسكرى عليه السّلام گذشت ، به ديدار پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آمده باشد . ( 3 ) لكن قمى از ضحاك از ابن عباس روايت كرده است كه گفت : قريش در مكه به نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله گفتند : خدايت را براى ما توصيف كن تا او را بشناسيم و عبادت كنيم . پس خداوند بر پيامبر « قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ » « 4 » را نازل كرد و طبرسى تفصيل آن را هم از او نقل كرده است كه گفت : عامر بن طفيل و أربد بن ربيعه - برادر لبيد شاعر - نزد رسول الله صلّى اللّه عليه و آله آمدند . آنگاه عامر بن طفيل پرسيد : ما را به سوى چه چيزى دعوت مىكنى ، اى محمد ؟ فرمود : به خدا . گفت : او را براى ما توصيف كن كه آيا از طلا و نقره يا آهن يا چوب است ؟ پس اين سوره نازل شد . و خداوند صاعقه‌اى را بر أربد فرو فرستاد كه او را سوزاند و بر انگشتان عامر هم اصابت كرد و سبب مرگ او شد . « 5 » ( 4 ) مىتوان بين اين دو حادثه را به اين صورت جمع كرد كه نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله سورهء توحيد را بر

--> ( 1 ) . الميزان ، ج 2 ، ص 390 به نقل از الاحتجاج . و من اين مطلب را در اخبار مربوط به امام حسن عسكرى عليه السّلام نيافتم . ( 2 ) . مجمع البيان ، ج 1 ، ص 859 . ( 3 ) . همان . ( 4 ) . تفسير قمى ، ج 2 ، ص 448 . ( 5 ) . مجمع البيان ، ج 1 ، ص 859 .