الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

379

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

عباس مستلزم آن بودند ، نيست . لكن مستلزم اين است كه دعوت عمومى اعلان شده بود و مقابلهء ابو لهب و همسرش به دشمنى سرسختانه و حادّى كشيده شده بود . ( 1 ) طبرسى روايتى در شدّت عداوت و دشمنى ابو لهب با نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و آله ذكر كرده است كه دلالت مىكند اين مطلب در اوايل اعلان دعوت بوده است . وى از طارق محاربى نقل مىكند كه گفت : هنگامى كه من در بازار ذى مجاز بودم ناگهان به مردى برخوردم كه مىگفت : اى مردم ! بگوييد لا إله الا اللّه تا رستگار شويد و در اين حال مردى در پشت سرش حركت مىكرد و او را با سنگ مىزد كه همين پاها و زانوانش را خون‌آلود كرده بود و فرياد مىزد : اى مردم ! اين شخص دروغگو است ، به حرف او گوش ندهيد . پس من گفتم : اين شخص كيست ؟ گفتند : او محمد است كه گمان مىكند پيامبر است و اين عمويش ابو لهب است كه گمان مىكند او دروغگو است . « 1 » پس اين عبارت « او محمد است كه گمان مىكند پيامبر است » در جواب كسى كه مىپرسد : اين كيست ؟ و همين ما را متوجه مىكند كه اين جريان در اوايل بعثت بوده است . حميرى در قرب الاسناد با سندى از امام كاظم عليه السّلام در مورد معجزات رسول الله صلّى اللّه عليه و آله نقل مىكند كه وقتى سورهء تبّت نازل شد ، ام جميل ، همسر ابو سفيان نزد رسول الله صلّى اللّه عليه و آله آمد در حالى كه ابو بكر هم در كنار آن حضرت بود . پس به او گفت : اى رسول اللّه . امّ جميل تو را مىخواهد و بسيار خشمگين است و سنگى در دست دارد كه مىخواهد تو را با آن بزند . رسول الله صلّى اللّه عليه و آله فرمود : او مرا نخواهد ديد . پس اين زن از ابو بكر سؤال كرد كه رفيق تو كجاست ؟ گفت : آنجا كه خدا خواسته است . . . سپس ابو بكر از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله سؤال كرد : اى رسول الله ! آيا تو را نديد ؟ فرمود : نه ، چون خداوند بين من و او حجابى قرار داده بود . « 2 » ( 2 ) سورهء هشتم : أعلى « 3 » عيّاشى در تفسيرش از عقبة بن عامر جهنى نقل مىكند كه گفت : هنگامى كه سورهء « سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى » نازل شد ، رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فرمود : آن را در سجده‌هايتان بخوانيد .

--> ( 1 ) . همان ، ج 10 ، ص 852 . ( 2 ) . قرب الاسناد ، ص 256 ، حديث 1246 . ( 3 ) . علّت آن كه بعضى از سوره‌ها را نقل نكرده‌ايم اين است كه مشتمل بر آياتى نيستند كه به حوادث تاريخى اشاره كرده باشند .