الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

368

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

« اى جماعت قريش ، اى جماعت عرب ! شما را دعوت مىكنم كه شهادت دهيد به اين كه لا إله الا الله و اين كه من رسول خدا هستم . از شما مىخواهم كه بت‌ها و اصنام را كنار بگذاريد ، پس اگر به درخواست‌هاى من پاسخ دهيد ، بر عرب‌ها حاكم مىشويد و عجم‌ها در مقابل شما خاضع مىشوند و پادشاهان و سروران بهشت مىگرديد . » آنها او را مسخره كردند و گفتند : محمد بن عبد الله ديوانه شده است ، اما به خاطر جايگاه ابو طالب جرأت جسارت به وى را پيدا نكردند . « 1 » ( 1 ) پس خطاب به قريش عام و خطاب به عرب اعم است و جايگاهى كه در اين سال براى ايراد خطبه‌اش انتخاب كرده بود ، حجر اسماعيل بود كه در مطاف مسجد الحرام قرار دارد ؛ يعنى شلوغ‌ترين مكان حج و شريف‌ترين مواقف . و چنان كه ابن هشام از ابن اسحاق روايت كرده است ، در آن سال عرب‌هايى كه به موسم حج آمده بودند خبر بعثت رسول الله صلّى اللّه عليه و آله را در سراسر ممالك عرب منتشر كردند . « 2 » اين همان چيزى بود كه استهزا كنندگان و تهديد كنندگان نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله از آن مىترسيدند و در صدد جلوگيرى از آن بودند و لكن آيا اين اولين بيان عمومى آن حضرت براى دعوت عمومى بوده است ؟ ( 2 ) يعقوبى مىنويسد : رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله سه سال در مكه اقامت كرد و مردم را مخفيانه به توحيد و عبادت خداى متعال و اقرار به نبوتش دعوت مىكرد . تا اين كه قريشيان گفتند : جوان عبد المطلّب از سوى آسمان با او صحبت مىشود . . . سپس خداوند به او دستور داد كه رسالت خويش را آشكار كند و آن حضرت امر الهى را آشكار كرد و در أبطح ايستاد و گفت : « من رسول الله هستم . شما را به عبادت خداى يكتا و ترك عبادت بت‌هايى كه هيچ سود و زيانى ندارند ، دعوت مىكنم ؛ بت‌هايى كه نه خلق مىكنند و نه روزى مىدهند و نه زنده مىكنند و نه مىميرانند . » پس از آن قريش او را مسخره و اذيت كردند . كسانى كه آن حضرت را اذيت مىكردند ، عبارت بودند از : ابو لهب ، حكم بن ابى العاص ، عقبة بن ابى معيط ، عدىّ بن حمراء ثقفى و عمرو بن طلاطلهء خزاعى .

--> ( 1 ) . تفسير قمى ، ج 1 ، ص 379 و از او در اعلام الورى ، ج 1 ، ص 106 . ( 2 ) . سيرهء ابن اسحاق ، ج 1 ، ص 291 .