الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

352

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

( 1 ) بيگانه‌تر از اين روايت از مفاد آيهء در شأن و منزلت حضرت على عليه السّلام و سبقت او در قبول اسلام ، چيزى است كه در الدر المنثور به نقل از طبرانى و ابن مردوية از ابى امامه آمده است . وى مىگويد : وقتى آيهء « وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ » نازل شد ، رسول اللّه ، بنى هاشم را جمع كرد و آنان را جلوى در نشايند و زنان و خانواده‌اش را جمع كرد و آن را در خانه نشايند . سپس رو به آنها كرد و فرمود : اى بنى هاشم ، جان‌هايتان را از آتش جهنم بخريد و در آزاد كردن خودتان از آن تلاش نماييد كه همانا من صاحب اختيار چيزى براى شما از سوى خدا نيستم . سپس رو به خانواده‌اش كرد و گفت : اى عايشه دختر ابو بكر و اى حفصه دختر عمر و اى ام سلمه و اى فاطمه دختر محمّد و اى ام زبير ، عمهء رسول الله ، جان‌هايتان را از آتش جهنم بخريد و در آزاد كردن خودتان از آن تلاش نماييد كه همانا من صاحب اختيار چيزى براى شما از سوى خدا نيستم و نمىتوانم شما را بىنياز كنم ! ( 2 ) تمام اينها را علامه طباطبائى در تفسير الميزان نقل كرده است و در حاشيه اين روايت سوم نوشته است : قول خداوند متعال « وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ » ، يك آيهء مكّى است و در سورهء مكى قرار دارد و هيچ كس قائل به نزول آيه در مدينه نشده است و از طرفى در روز نزول اين آيه ، عايشه ، حفصه و امّ سلمه كجا بوده‌اند ، در حالى كه نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و آله پس از نزول اين آيه ، بنى هاشم يا بنى عبد المطلّب را مخاطب انذار خويش قرار داده است . سپس مىگويد : از عجايب اين است كه آلوسى پس از نقل روايات گفته است : اگر تمام اين روايات ، كه از صحاح نقل گرديده‌اند ، درست باشد ، طريق جمع بين آنها اين است كه بگوييم انذار متعدد بوده است ! « 1 » ( 3 ) در پايان بايد بگوييم كه ما هيچ احتمالى به صحت اين روايات در مورد مفاد آيهء شريفه نمىدهيم و خبر صحيح دلالت بر سبقت على عليه السّلام در ايمان آوردن دارد و رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله در مورد آن حضرت فرمود : « تو برادر ، وصى ، وارث و خليفهء بعد از من هستى . » و روايات جعلى سعى در دور شدن از معناى آيه را دارد ؛ ولى بايد گفت كه درغگو حافظه ندارد و رد پايى از دروغ خويش بر جاى مىگذارد : و مهما تكن عند امرئ من خليقة * و ان خالها تخفى على الناس تعلم اگر مردى داراى خوى و خصلتى باشد هر چند كه سعى كند آن را مخفى نگاه دارد ، مردم از آن آگاه مىشوند . بلى ، در ميان راويان كسانى بوده‌اند كه به هيچ چيز فكر نمىكرده‌اند مگر اين كه براى اسلافشان افتخار جعل كنند و براى همين به ذكر چيزى غير از آن توجه نداشته‌اند .

--> ( 1 ) . الميزان ، ج 15 ، ص 333 - 335 .