الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

349

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

( 1 ) سپس كه آنها سير و سيراب شدند ، فرمود : اى فرزندان عبد المطلّب ! همانا خداوند مرا به سوى تمام مردم مبعوث كرده و به سوى شما به طور خاص برانگيخته و فرموده است : « وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ » و من شما را به سوى دو كلمهء بسيار آسان دعوت مىكنم كه به وسيلهء آنها بر عرب و عجم حاكم مىشويد و امت‌ها در مقابل شما خضوع خواهند كرد و به خاطر آنها به بهشت داخل مىشويد و از آتش جهنم نجات مىيابيد . و آن اين است كه شهادت دهيد : لا إله الا اللّه و محمد رسول اللّه . پس چه كسى به اين درخواست پاسخ مثبت مىدهد و مرا در انجام رسالتم يارى مىكند تا برادر ، وصى ، وزير و وارث و خليفهء بعد از من باشد ؟ ! هيچ كدام به وى پاسخ ندادند و تنها على عليه السّلام برخاست و فرمود : من آماده‌ام يا رسول اللّه ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : بنشين . همانا تو برادر ، وصىّ ، وارث و خليفهء بعد از من هستى . سپس افراد از جاى خويش برخاستند و با تمسخر به ابو طالب مىگفتند : به تو تبريك مىگوييم كه به دين برادرزاده‌ات گرويده‌اى و او هم پسرت را بر تو امير قرار داده است « 1 » ( 2 ) طبرى براى اين روايت ، اسم راوى خاصى را ذكر نكرده است و آن را به صورت نقل به معنا ذكر كرده است و در هر صورت الفاظ اين روايت با اين تناسب دارد كه اين جلسه در ابتداى دعوت بوده است و با اخبار سابق در اين مشترك است كه در آن از انذار سخن به ميان نيامده است ، مگر معناى اين سخن پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله كه فرمود : « و با اين كلمه از آتش نجات مىيابيد » بدون اين كه بيان كند كه اين چه آتشى است ؟ همچنين در آخر روايت اشاره شده است به اين كه افراد عشيره فهميده بودند كه ابو طالب به پذيرش دين پيامبر صلّى اللّه عليه و آله تمايل دارد و براى همين او را مسخره كردند . ( 3 ) اما ابن شهر آشوب در مناقب به آنچه كه طبرى در تاريخش و قبل از او محمد بن اسحاق در كتابش و احمد در مسندش و فضائل الصحابة و خرگوشى در تفسيرش از ابن رافع و براء بن عازب و ابن عباس و ربيعة بن ناجد و نيز ابن جبير نقل كرده‌اند ، مطالبى را اضافه نموده است و بعضى از اخبار را با برخى ديگر مخلوط كرده است و به نظم درآورده‌شدهء اين خبر به وسيلهء دعبل خزاعى را نيز نقل كرده است و شش مقطع از شعر سيد حميرى و دو مقطع از شعر عونى را آورده است : « 2 »

--> ( 1 ) . اعلام الورى : ج 1 ، ص 322 - 323 . ( 2 ) . مناقب آل ابى طالب ، ج 1 ، 24 - 26 و مختصر اين خبر را إربلى در كشف الغمّة ، ج 1 ، ص 327 - 328 از ابن