الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
340
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
از مبارك بن فضالة و حسن بصرى نقل مىكند كه گفتند : عدهاى بعد از واقعهء جمل به مخاصمه پرداختند . در اين حال مردى از اصحاب پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به آنها گفت : واى بر شما ! آيا مىدانيد اوّلين فردى كه به خدا ايمان آورد و به آنچه كه از سوى خدا نازل شد ، اقرار نمود ؛ چه كسى بوده است ؟ همانا من از دهمين فرزندان عبد المطلّب بودم كه على بن ابى طالب نزد من آمد و گفت : فردا رسول الله صلّى اللّه عليه و آله شما را در منزل ابو طالب براى غذا دعوت كرده است . هنگامى كه او رفت به شوخى به هم مىگفتيم : آيا محمد مىتواند كه همهء ما را سير كند ؟ در حالى كه هر كدام از ما به تنهايى يك برّهء يكساله را مىخوريم و يك ظرف پر از شير را مىنوشيم . ( 1 ) فرداى آن روز در منزل ابو طالب جمع شديم و وقتى كه بر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله وارد شديم به شيوهء جاهليت بر او درود گفتيم و او به روش اسلام به ما سلام كرد . اين اولين چيزى بود كه براى ما تازگى داشت و ناشناخته بود ، سپس دستور داد كه ظرف بزرگى از نان و گوشت را براى ما حاضر كردند . آن حضرت دست راستش را بر بالاى آن گذاشت و فرمود : بسم الله ، به نام خدا بخوريد ! ما از اين كارش متغير شديم و أمّا مشغول غذا خوردن شديم و چون از روز قبل دعوت شده بوديم خود را گرسنه نگاه داشته بوديم . پس آن قدر خورديم كه سير شديم ؛ ولى ظرف همچنان پر از غذا بود . على عليه السّلام كه به ما خدمت مىكرد ، ظرف بزرگى از شير ( يا دوغ ) را به ما تعارف كرد و همگى از آن نوشيدم تا سيراب شديم . در حالى كه ظرف همچنان پر از شير ( يا دوغ ) بود . ( 2 ) پس از آن كه از خوردن فراغت يافتيم آن حضرت فرمود : اى فرزندان عبد المطلّب ، همانا من انذار كنندهاى براى شما از سوى خدا هستم . من چيزى براى شما آوردهام كه هيچ عربى تا كنون آن را نياورده است . اگر از من اطاعت كنيد ، هدايت و رستگار مىشويد . اين سفرهاى بود كه خدا به من دستور داده بود براى شما بگسترانم و من آن را براى شما آماده كردم ، چنانكه عيسى بن مريم عليه السّلام آن را براى قومش مهيا كرده بود . اگر كسى از شما بعد از اين كافر باشد ، خداوند او را چنان عذابى مىكند كه هيچ كدام از عالميان را آن چنان عذاب نكرده است . از خدا بترسيد و به آنچه كه مىگويم گوش فرا دهيد . بدانيد - اى فرزندان عبد المطلّب - كه خداوند هيچ پيامبرى را بر نيانگيخته است مگر اين كه براى او برادر و وزير و وصى و وارثى از خانوادهاش قرار داده و هرآينه براى من هم وزيرى قرار داده است ، چنان كه براى پيامبران قبلى قرار داده بوده است .