الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

322

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

( 1 ) سپس از ابن اسحاق نقل كرده است كه گفت : هنگامى كه وقت نماز فرا مىرسيد ، نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و آله به دره‌هاى مكه مىرفت و على بن ابى طالب هم پنهان از چشم مردم به او مىپيوست و در آنجا با هم نماز مىخواندند و هنگام غروب برمىگشتند . تا اين كه روزى ابو طالب پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و على را ديد كه نماز مىخوانند . از نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله در اين باره سؤال كرد و پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اين دستور دين خدا و ملائكه‌اش و پيامبران الهى و دين پدر ما حضرت ابراهيم عليه السّلام است و على عليه السّلام فرمود : اى پدر ! به خدا و رسولش ايمان آوردم و آنچه را كه از سوى خدا است تصديق كردم و با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نماز به جاى آوردم . ابو طالب گفت : آگاه باش كه او جز به خير و نيكى دستور نمىدهد ، پس هميشه ملازم او باش . ( 2 ) ولى او از كتاب شيرازى نقل كرده است كه گفت : هنگامى كه وحى بر نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله نازل شد ، به مسجد الحرام آمد و مشغول نماز شد . در اين حال على كه نه‌ساله بود ، از كنارش مىگذشت . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله او را صدا زد و گفت : اى على بيا نزد من . على پيش پيامبر رفت . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به او فرمود : من فرستادهء خدا هستم كه براى تو به طور خصوصى و براى مردم به صورت عمومى مبعوث شده‌ام . اى على بيا و در سمت راست من بايست و نماز بخوان . على عليه السّلام گفت : اجازه بفرماييد كه از پدر اجازه بگيرم ! رسول الله صلّى اللّه عليه و آله فرمود : برو و بدان كه او اجازه خواهد داد . على عليه السّلام نزد پدرش رفت و از او اجازه خواست . ابو طالب گفت : فرزندم ! بدان كه به خدا قسم محمّد از روز اول امين بوده است . برو و از او پيروى كن كه به وسيله او هدايت و رستگار مىشوى . پس على در زمانى برگشت كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله مشغول نماز بود و او هم در سمت راستش ايستاد و شروع به نماز كرد . ( 3 ) در اين حال ابو طالب از كنار آنها مىگذشت . او ايستاد و از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله پرسيد : چه مىكنى اى محمد ؟ فرمود : خداى آسمان‌ها و زمين را عبادت مىكنم و برادرم ، على نيز با من عبادت مىكند . . . پس ابو طالب چنان تبسم كرد كه دندان‌هايش نمايان شد . اين در حالى است كه از ابن فياض در شرح الاخبار از امير المؤمنين عليه السّلام روايت شده است كه فرمود : ما در حالى كه سجده به جاى مىآورديم ، ابو طالب از كنار ما گذشت در اين حال دستم را گرفت و مرا به اين كار ترغيب و تشويق كرد و از آنجا رفت . « 1 »

--> ( 1 ) . شرح الاخبار ، ص 177 - 179 از قاضى نعمان مصرى مغربى تميمى شيعى فاطمى اسماعيلى ، متوفاى سال