الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
311
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
بود ؛ زيرا جبرئيل در مقابلش ظاهر مىشد و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله او را مىديد و يا در خواب بر او ظاهر مىشد . » « 1 » ( 1 ) كلينى با سندى از أحول نقل مىكند كه گفت : از امام صادق عليه السّلام در مورد رسول و نبىّ و محدّث سؤال كردم . آن حضرت فرمود : رسول . . . و اما نبىّ . . . و از آنجا كه نبوّت و رسالت در حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله جمع شده بود ، جبرئيل در مقابلش ظاهر مىشد و با او صحبت مىكرد . « 2 » ( 2 ) و قول شيخ مفيد را قبلا نقل كرديم كه مىگفت : « به مدت سه سال اسرافيل همدم رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بود و در اين مدت رسول الله صلّى اللّه عليه و آله صدايش را مىشنيد ، اما چيزى نمىديد و سپس به مدت بيست سال جبرئيل با وى هم سخن گرديد و اين از زمانى بود كه بر او وحى نازل مىشد . با اين حال پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ده سال در مكه اقامت داشت و سپس به مدينه هجرت كرد و ده سال در آنجا ماند و در حالى كه شصت و سهساله بود به ملكوت أعلى پيوست . » « 3 » ( 3 ) صدوق با سندى از محمد بن مسلم از امام باقر عليه السّلام نقل مىكند كه آن حضرت فرمود : « رسول الله صلّى اللّه عليه و آله سه سال در مكّه به صورت مخفيانه و با ترس زندگى كرد . او از قومش و از مردم مىترسيد . هيچ كسى قبل از على بن ابى طالب و خديجه صلّى اللّه عليه و آله دعوت وى را نپذيرفتند . » « 4 » پس اوّلا : حتى از اقوام خويش ترس و مخفىكارى داشته است ، تا چه رسد به ساير مردم . ثانيا : در چنين اوضاعى دعوت وى فقط شامل على و خديجه مىشده است و تنها آنها به او ايمان آوردند و با او همكارى مىكردند . صدوق با سند ديگرى از حلبى از امام صادق عليه السّلام روايت مىكند كه آن حضرت فرمود : « بعد از آن كه وحى خداوند ( تبارك و تعالى ) نازل شد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به مدت سيزده سال در مكه ماند كه سه سال به طور مخفيانه و همراه با ترس زندگى مىكرد و چيزى را اظهار نمىكرد تا اين كه دستور الهى صادر شد كه أمر خويش را آشكار كن و آنگاه او دعوت خويش را ظاهر كرد . » « 5 » ( 4 ) همچنين با همين سند از امام صادق عليه السّلام روايت مىكند كه آن حضرت فرمود : « پيامبر صلّى اللّه عليه و آله
--> ( 1 ) . بصائر الدرجات ، ص 371 . ( 2 ) . اصول كافى ، ج 1 ، ص 176 . ( 3 ) . الاختصاص ، ص 130 و بر صحّت انتساب اين كتاب به شيخ مفيد تأكيد نمىورزيم . ( 4 ) . إكمال الدين ، ص 189 و 197 چنان كه در بحار الانوار ، ج 18 ، ص 177 و 188 آمده است . ( 5 ) . إكمال الدين ، ص 189 و 197 چنان كه در بحار الانوار ، ج 18 ، ص 177 و 188 آمده است .