الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
31
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) از جمله تأليفات واقدى ، كتاب الرّدة است كه در آن به ارتداد اعراب بعد از وفات پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و جنگ صحابه با طلحة بن خويلد اسدى و مسيلمهء كذاب و سجاح در يمامه و أسود عنسى در يمن اشاره كرده است و شاگردش ابن سعد در الطبقات و طبرى در كتاب تاريخش ، اخبار و حوادثى را كه پس از وفات پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله رخ داده است را از او نقل كردهاند كه همان محتواى كتاب الرّده مىباشد . ممكن است آنچه را كه ابن سعد از واقدى و طبرى از ابن سعد در مورد اخبار جاهليت نقل كردهاند ، مربوط به كتابى باشد به نام : كتاب تاريخ و مغازى و مبعث كه در آن ابتدا غزوهها و سپس قضيهء مبعث ذكر شده است . براى همين آن را غير از كتاب مغازى دانستهاند . طبرى مغازى را مستقيما از واقدى نقل مىكند ، ولى هنگامى كه به اخبار جاهليت و قبل از اسلام مىرسد آنها را از ابن سعد به نقل از واقدى نقل مىكند گويا وى در مورد حوادث مربوط به غزوهها به كتاب مغازى واقدى اعتماد مىكرده است ؛ اما اخبار جاهليت را از كتاب ديگرى نقل مىكرده است كه شايد كتاب تاريخ و مبعث بوده است . ( 2 ) از ديگر كتابهاى واقدى فتوح الشام و فتوح العراق بوده است . بلاذرى در كتاب فتوح البلدان ، روايات زيادى را از واقدى نقل مىكند . او از شاگردان ابن سعد به شمار مىرفته و ابن سعد كتاب استادش را براى وى نقل مىكرده است . و به قول ابن كثير در البداية و النهاية ، بلاذرى بسيارى از حوادث سال 64 هجرى را نقل كرده است و طبرى هم بسيارى از حوادث نيمهء دوم قرن دوم را از واقدى نقل كرده است . ( 3 ) سخنى در باب شيعه بودن واقدى و ابن اسحاق « ابن نديم » در كتاب فهرست خويش مىنويسد : « واقدى شيعى بود ، مذهبى نيكو داشت و تقيّه مىكرد . او كسى است كه روايت كرده : « على عليه السّلام از معجزات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بوده است ، همانطور كه عصا ، معجزهء موسى و زنده كردن مردگان ، معجزهء عيسى بن مريم عليها السّلام بوده است . » و روايات ديگرى را هم در اين زمينه نقل كرده است . « 1 » « سيد امين عاملى » صاحب « اعيان الشيعة » اين مطلب را از « ابن نديم » نقل كرده و آنگاه
--> ( 1 ) . الفهرست ، ص 144 . در حالى كه ابن عربى رجالى از او در كتاب الكامل فى الضعفاء ، ج 6 ، ص 242 به شمارهء 1719 با سندش از بشر بن سعيد نقل مىكند كه گفت : از زيد الجهمى سؤال كردم : آيا پيامبر نسبت به كسى وصيّت كرد ؟ او گفت : نه ! .