الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

286

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

گفته‌اند كه آن حضرت داراى سه پسر و چهار دختر به نام‌هاى : زينب و سپس قاسم ، ام كلثوم ، فاطمه ، رقيّه و عبد الله كه همان طيب است - و طاهر بوده است . « 1 » ( 1 ) ابن اسحاق مىگويد : خديجه براى رسول اللّه فرزندانى به نام‌هاى : قاسم كه كينه‌اش را از او گرفته است و طاهر و طيب و زينب و رقيّه و ام كلثوم و فاطمه بوده است ، اما قاسم و طيب و طاهر در جاهليت هلاك شدند و اما دخترانش همگى اسلام را درك كرده ، مسلمان شدند و هجرت كردند . ( 2 ) ابن هشام مىنويسد : بزرگ‌ترين پسرش قاسم و سپس طيب و طاهر بوده‌اند و بزرگ‌ترين دخترش رقيه و سپس زينب و ام كلثوم و فاطمه بوده‌اند . « 2 » يعقوبى مىنويسد : قبل از بعثت صاحب فرزندانى به نام‌هاى : قاسم ، رقيه ، زينب و ام كلثوم شد و بعد از بعثت صاحب عبد الله شد كه همان طيب و طاهر است ، زيرا در زمان اسلام به دنيا آمد ، و سپس فاطمه . « 3 » ( 3 ) طبرى از هشام كلبى به نقل از پدرش مىنويسد : خديجه براى رسول الله صلّى اللّه عليه و آله هشت فرزند به دنيا آورد كه عبارت بودند از : قاسم ، طيب ، طاهر ، عبد الله ، زينب ، رقيه ، ام كلثوم و فاطمه . « 4 » ( 4 ) مسعودى مىنويسد : از خديجه فرزندانى به نام‌هاى قاسم - كه بزرگ‌ترين فرزندش بود و كنيه‌اش از آن گرفته شده است - و رقيه و ام كلثوم در قبل از اسلام و عبد الله كه طيب و طاهر هم گفته مىشد و فاطمه بعد از اسلام متولد شد . « 5 » ( 5 ) در حاشيهء سيرهء ابن اسحاق بر گفتهء او كه : « قاسم قبل از اسلام فوت كرده است » حاشيه زده شده است در اين كه قاسم در جاهليت فوت كرده ، اختلاف است و سهيلى در الروض الانف از زبير نقل كرده است : « قاسم در شيرخوارگى فوت كرد و رسول الله صلّى اللّه عليه و آله بعد از مرگ قاسم بر خديجه وارد شد و ديد كه او گريه مىكند . و مىگويد : اى رسول اللّه ! شير قاسم فوران مىكند و مىريزد و اگر دوران شيرخوارگىاش را تكميل مىكرد و سپس مىمرد ، بسى بر من آسان‌تر بود ! پس رسول الله گفت : آيا مىخواهى كه صدايش را در بهشت بشنوى ؟ گفت : بله و خدا و

--> ( 1 ) . بحار الانوار ، ج 22 ، ص 166 به نقل از المنتقى فى مولد المصطفى ، باب هشتم . ( 2 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 1 ، ص 202 . ( 3 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 20 . ( 4 ) . تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 161 . ( 5 ) . مروج الذهب ، ج 2 ، ص 291 .