الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
235
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
ملاحظه كرديم كه روايت صدوق از ابن عباس در مورد اسم پدر خديجه تصحيف شده بود و به جاى خويلد فرزند اسد فرزند عبد العزّى ؛ اسيد فرزند خويلد فرزند عبد العزّى آمده بود و مسعودى اين اسم را به صورت صحيح ذكر كرده بود . ( 1 ) شيخ طبرسى نيز اين خبر را به صورت مرفوع از ابن عباس ذكر كرده و در آخرش گفته است : اين حديث را شيخ ابو بكر بيهقى در كتاب دلائل النبوة از دو طريق آورده است « 1 » و ظاهرا اين دو طريق همانهايى هستند كه صدوق از ابن عباس ذكر كرده است . ( 2 ) كراجكى اين خبر را با همين سند در كتاب كنز الفوائد ذكر كرده است ، چنان كه در بحار الانوار هم آمده است « 2 » و بسيار واضح است كه ابن عباس اين قضيه را درك نكرده است ، لكن كازرونى در كتاب المنتقى فى مولد المصطفى اين خبر را با اسناد به محمد بن عبد العزيز ، از پدرش عبد العزيز بن عفير بن عبد العزيز ، از پدرش عبد العزيز بن السفر ، از پدرش السفر بن عفير ، از پدرش عفير بن زرعة بن سيف بن ذى يزن نقل مىكند كه گفت : هنگامى كه جدّ من سيف بر حبشىها مسلّط شد و آن دو سال پس از ميلاد نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله بود ، هيأتهايى از اشراف و شعراى عرب براى عرض تبريك نزد وى مىآمدند و دربارهء گرفتارىهايى كه او بدانها دچار شده بود و انتقامى كه از دشمنانش گرفته بود ، صحبت مىكردند . . . ( 3 ) سپس حديث را شبيه آنچه كه در روايت شيخ صدوق آمده است ، ذكر مىكند . سپس كازرونى مىگويد : اين حديث دال بر اين است كه رفتن هيأت قريش به كاخ ذى يزن در سال سوم ميلاد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله رخ داده است و قول صحيحتر آن است كه اين ديدار در سال هفتم ميلاد آن حضرت صورت گرفته است ، زيرا كه عبد المطلب در مورد آن مىگويد : پدر و مادرش وفات كردهاند و من و عمويش او را سرپرستى مىكنيم و مادر رسول الله پس از تمام شدن شش سالگىاش فوت كرد . ( 4 ) مىبينيم كه كازرونى متوجه اين اشتباه شده و لكن متذكّر آن نشده است ، بلكه ابتداى روايت كه مىگويد : « اين ديدار در سال دوم ميلاد نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و آله بوده است » را اشتباه مىداند و هيچ گونه مرجّحى براى اين دو نصّ ذكر نمىكند . سپس اين سخن عبد المطلب را كه مىگويد : من و عمويش او را سرپرستى مىكنيم ، اشتباه نمىداند و كفالت عمويش ابو طالب در كنار
--> ( 1 ) . إعلام الورى ، ج 1 ، ص 62 - 65 . ( 2 ) . كنز الفوائد ، ص 82 - 84 ، چنان كه در بحار الانوار ، ج 15 ، ص 191 آمده است .