الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

227

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

اكرم صلّى اللّه عليه و آله سبك شمرده و بر تكرار آنچه در خبر جهم آمده اصرار ورزيده و گفته است : « و برّهء خود را در پشت چادرمان مىچرانديم . » و اى كاش مىدانستيم كه وى چگونه به چراندن برّه ، پرداخته است در حالى كه فقط چند ماه از دوران شيرخوارگىاش گذشته بوده است ؟ ! همهء اينها دليل بر جعلى بودن اين خبر مىباشد و همين اختلافات از عوامل مهم شك و ترديد در صحّت اين خبر مىباشد و به خصوص اگر در سندهاى اين روايت دقت كنيم ، و آنها را با اصولى كه براى قبول يك حديث لازم است ، بسنجيم ؛ مىبينيم كه اين حديث قابل قبول نيست . اگر چه بسيارى از نويسندگان سيره به اين مقدار از شك و ترديد براى ردّ خبر قانع نشده‌اند . « 1 » ( 1 ) هنگامى كه به كتاب‌هاى رجالى مراجعه مىكنيم ، در مىيابيم كه ثور بن يزيد را فردى از اهل شام دانسته‌اند كه معتقد به قدر است ؛ يعنى از قدريّه است و به نظر من قدريه‌اى كه به شامىها نسبت داده مىشود و در شعاع افكار اموىها دور مىزند ، اين است كه اعمال و رفتار بندگان خدا به طور مشخصى مقدّر شده و خدا به آن حكم كرده است و اين قدر به معناى آنچه كه با اراده و اختيار انسان جمع مىشود ، نيست . ( 2 ) بنابراين ، وى متهم است احاديثى را جعل مىكند كه مؤيد مذهب قدرى و جبرى خودش باشد ، چنان كه سيد جعفر مرتضى عاملى مىگويد : « آيا اين روايت بدان معنا نيست كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله مجبور به انجام اعمال خير بوده است و اراده و نيتش هيچ تأثيرى در انجام آنها نداشته است ؟ زيرا تأثير شيطان به طور قطعى و با انجام يك عمل جراحى از وى دفع شده است و اگر خدا مىخواست كه بنده‌اش شرير نباشد ، آيا احتياج به انجام چنين عمل جراحى داشت كه در جلوى چشم مردم انجام دهد ؟ ! » « 2 » و اين علاوه بر پنج ايرادى است كه ايشان بر اين روايت گرفته است . ( 3 ) شايد كه ثور بن يزيد اين روايت را با الهام از روايتى جاهلى جعل كرده است ، در آن روايت جاهلى ، از امية بن ابى الصلت نقل شده است كه او نزد خواهرش در گوشه‌اى از بيت الحرام رفت و بر تختى خوابيد . در اين حال قسمتى از سقف بيت شكافته شد و دو پرنده ظاهر شدند كه يكى بر سينه‌اش و يكى در جاى ديگرى نشستند . آن پرنده‌اى كه بر سينه‌اش نشسته بود ، سينه‌اش را شكافت و دلش را بيرون آورد . پس از آن پرنده‌اى كه در جاى ديگرى نشسته

--> ( 1 ) . سيد حسنى ، سيرة المصطفى ، ص 46 ؛ وى قبل از نقل حديث ، اعتراف به تشكيك در آن كرده است . ( 2 ) . الصحيح من سيرة النبى الاعظم صلّى اللّه عليه و آله ، ج 1 ، ص 86 .