الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

225

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

بازگشت ما از پيش مادرش مىگذشت ، وى به همراه برادرش ، عبد الله بن حارث سعدى مشغول چراندن برّه‌هايى در پشت چادر ما بودند كه ناگهان عبد الله با ترس و اضطراب آمد و گفت : دو مردى كه لباس‌هاى سفيد بر تن داشتند ، برادرم را گرفتند و سينه‌اش را شكافتند و . . . ! من و پدرش با عجله به سوى او رفتيم و ديديم كه در گوشه‌اى ايستاده و رنگ از صورتش پريده است ! به او گفتيم : چه شده است پسر ؟ ! گفت : دو مرد كه لباس‌هاى سفيد بر تن داشتند ، نزد من آمدند و مرا خواباندند و شكمم را شكافتند و از درون آن چيزى را مىجستند نمىدانم چه بود ! « 1 » ( 1 ) خبر دوّم روايتى است كه طبرى باز با سندى از ثور بن يزيد شامى از مكحول شامى از شدّاد بن اوس نقل مىكند و ظاهرا اين خبر همان چيزى است كه ابن اسحاق آن را از ثور بن يزيد نقل كرده است ، الا اينكه واسطه‌هاى بعد از ثور را فراموش كرده و گفته است : « از بعضى از اهل علم و به عقيدهء بنده از خالد بن معدان كلاعى نقل شده است . » سپس در آن تصرف نموده و آن را همانند سندش مختصر كرده است و مقدارى به خبر سابق نزديك شده است ، زيرا كه در آن از قول نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله مىگويد : من دوران شيرخوارگىام را در ميان بنى سعد گذراندم و در يكى از روزها كه همراه برادرم مشغول چراندن بره‌اى در پشت چادرشان بودم دو نفر به من نزديك شدند . آنها كه ظرف طلايى پر از يخ و برف در دست داشتند ، مرا گرفتند و شكمم را شكافتند و دل مرا خارج نمودند و آن را دو نيمه كردند . سپس خون لخته‌شدهء سياهى را از آن جدا كردند و دور انداختند و آنگاه دل و شكم مرا با آن يخ و برف‌ها شستند تا پاك شد و در جاى خود قرار دادند . « 2 » ( 2 ) اين در حالى است كه در روايت طبرى كه با اسناد از ثور بن يزيد از مكحول شامى از شدّاد بن اوس از نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله نقل شده ، وى گفته است : من دوران شيرخوارگىام را در ميان بنى ليث بن بكر گذرانده‌ام و در روزى از روزها از خانواده‌ام جدا شدم و همراه با بچه‌ها به بازى در آن دشت پرداختم . در اين هنگام گروهى سه نفره كه طشتى پر از يخ در دست داشتند ، آمدند و مرا از ميان دوستانم برداشتند . دوستانم گريختند تا به مرزهاى دشت ما رسيدند و سپس به سرعت به سوى افراد قبيله رفتند و با داد و فرياد از آنها كمك مىخواستند . . . يكى از

--> ( 1 ) . سيرهء ابن اسحاق ، ج 1 ، 171 - 174 و تاريخ طبرى ، ج 2 ، 158 - 160 . ( 2 ) . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 160 - 162 .