الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

217

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

( 1 ) جايگاه مولود در نگاه جدّ و عمويش ابن اسحاق مىگويد : هنگامى كه مادرش آن حضرت را به دنيا آورد فرستاده‌اى را نزد جدّش عبد المطلب فرستاد تا به او بگويد كه فرزندت متولد شده است و براى ديدنش تشريف بياور . عبد المطلب به ملاقاتش آمد و مولود را مورد ملاطفت قرار داد . آمنه در مورد آنچه كه در زمان حاملگىاش رخ داده بود و دستورهايى كه به وى در مورد نام‌گذارىاش داده شده بود ، توضيح داد . سپس عبد المطلب او را در بغل گرفت و به داخل كعبه رفت و در آنجا به خاطر اين نعمت به شكر و سپاس‌گزارى از خداى متعال پرداخت . « 1 » ( 2 ) قمىّ در تفسيرش و مرحوم صدوق در إكمال الدين و شيخ طوسى در امالى و قطب راوندى در الخرائج و الجرائح از امام صادق عليه السّلام روايت مىكنند كه گفت : قنداقه نبى اكرم را نزد عبد المطلب آوردند تا او را ببيند و سخنان عجيب مادرش به وى رسيده بود . عبد المطلب او را گرفت و در اتاقش گذاشت و سپس او را به اركان كعبه پناه داد و در شعرى گفت : الحمد الله الذي اعطانى * هذا الغلام الطيب الاردان قد ساد فى المهد على الغلمان « 2 » خدا را شكر كه اين طفل پاك و آراسته را به ما عنايت كرد طفلى كه در گهواره‌اش بر ديگران برترى دارد . ( 3 ) ابن شهر آشوب از الابانة تأليف ابن بطّه نقل مىكند : نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله در حالى متولد شد كه

--> فرزندانشان آشنا نبودند و از طرفى شأن و مقام او را در آينده نمىدانسته‌اند و در صدد ضبط تاريخ ولادت آن حضرت نبوده‌اند . اما اختلافشان در تاريخ وفات آن حضرت عجيب است ! چنان كه اختلافشان در اذان و اقامه عجيب است . البته در مورد اذان و اقامه ممكن است هر قومى ادّعا كنند كه از نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله اين چنين روايت شده است ، ولى روز وفات آن حضرت چيزى است كه بايد معلوم و مشخص باشد « كشف الغمة ، ج 1 ، ص 15 » . سيد جعفر مرتضى اين كلام إربلى را در الصحيح نقل كرده و آنگاه در حاشيه‌اش گفته است : عجيب‌تر از آن اين است كه آنها در بسيارى از امورى كه سال‌ها هر روز آن را تكرار مىكرده‌اند ، اختلاف دارند و حتى در مورد وضو و نماز كه روزانه پنج مرتبه آن را همراه نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله به جاى مىآوردند روايات متناقض روايت مىكنند تا جايى كه بعضى از آنها مىگويند : در نماز ظهر و عصر تنها از اين كه مىديدند موهاى محاسنش حركت مىكند مىفهميدند كه آن حضرت مىخواند ! الصحيح ، ج 1 ، ص 8 به نقل از صحيح بخارى ، ج 6 ، ص 90 و 93 و مسند احمد ، ج 5 ، ص 10 و 12 و السنن الكبرى از بيهقى ، ج 2 ، ص 37 و 54 به نقل از صحيحين . ( 1 ) . سيرهء ابن اسحاق ، ج 1 ، ص 168 - 169 و طبرى هم آن را با اضافاتى از وى نقل كرده است ، ج 2 ، ص 157 . ( 2 ) . تفسير قمى ، ص 349 ، و اكمال الدين ، ج 1 ، ص 196 ، و أمالى شيخ طوسى ، ص 171 و الخرائج و الجرائح ، ج 1 ، ص 69 - 71 ، حديث 129 ، و مناقب حلبى ، ج 1 ، ص 30 .