الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
194
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
بنى تميم از وى بودند و ابو بكر بن ابى قحافه هم از همين قبيله بود و كلاب در اين ميان به رياست و برترى رسيد و خودش دو فرزند به نامهاى قصىّ و زهرة داشت . ( 1 ) اسم قصىّ ، زيد بود و پدرش در هنگامى كه وى كودكى بيش نبود ؛ فوت كرده بود و پس از آن مردى از بنى عذرة كه از قبايل قضاع به شمار مىرفتند ؛ با مادرش ازدواج كرد و او را به همراه زيد به قبيلهء خودش برد و نامش را قصىّ گذاشت . پس از آن كه قصىّ بزرگ شد ، فهميد كه او فرزند كلاب بن مرّة است و قبيلهاش از آل الله و در حرم او ساكن هستند ؛ بنابراين احساس غربت او را فرا گرفت و تصميم گرفت كه نزد قبيلهاش برود . وى در ماه حرام به همراه حجّاج از خزاعه حركت كرد و به مكّه رفت و در همان جا ساكن شد . در آنجا با حبّى ، دختر حليل خزاعى « 1 » كه آخرين سرپرست بيت از قبيلهء خزاعه بود « 2 » ، ازدواج كرد . اين زن براى او عبد مناف و عبد الدّار و عبد العزّى و عبد قصىّ را به دنيا آورد . ( 2 ) مسعودى مىگويد : سرپرستى بيت ، شامل سه وظيفه مىشد : رخصت دادن براى وقوف در عرفات ، امر به افاضه در فرداى روز قربانى از عرفات به منى و معيّن كردن ماههاى حرام . اين كار اخير به عهدهء بنى مالك بن كنانه بود و آن به اين صورت بود كه هنگامى كه عربها حجّ خويش را به جاى مىآوردند و قصد رجوع به وطن خويش را داشتند ؛ در كنار شريفترين فرد كنانه جمع مىشدند و او در ميانشان برمىخاست و مىگفت : خدايا من يكى از صفرين ( محرم و صفر ) را حلال كردم و مقرّر نمودم كه ماه حرام نباشد و آن محرّم است و ديگرى را به سال آينده حواله دادم . « 3 » ( 3 ) يعقوبى مىگويد : اعلان حج و اجازه به وقوف در عرفات بر عهدهء لغوث بن مرّ ، ملقب به صوفه بود و پردهدارى بر عهدهء قوم خزاعه بود . هنگامى كه موسم حج فرا رسيد ؛ قصى قومش از بنى فهر بن مالك را جمع كرد و اجازهء به وقوف در عرفات را از صوفه گرفت . بنو بكر و خزاعه فهميدند كه قصىّ در مورد آنها همچنين خواهد كرد و اعلان حجّ و پردهدارى آن را از آنها خواهد گرفت . براى همين به حمايت از صوفه برخاستند تا به كمك هم قصىّ را از ميان بردارند .
--> ( 1 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 1 ، ص 229 - 239 . ( 2 ) . سيرهء ابن اسحاق ، ج 1 ، ص 123 و مروج الذهب ، ج 2 ، ص 31 . ( 3 ) . مروج الذهب ، ج 2 ، ص 30 .