الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

188

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

بودند و بنا به اقتضاى مكانى ، بعضى به يهوديت گرويده بودند و برخى نصرانى شده بودند و گروهى زنديق و دوگانه‌پرست شده بودند . ( 1 ) از جمله اقوامى كه يهودى شده بودند ؛ عبارت بودند از قبيلهء اوس و خزرج كه بعد از خروجشان از يمن و اقامت در يثرب به سبب مجاورت با يهوديان خيبر و قريظه و نضير به اين دين گرويده بودند و عدّه‌اى از بنى حارث بن كعب و بنى غسّان و بنى جذام هم به يهوديت گرويده بودند و تبّع يمنى دو نفر از أحبار يهود را با خود به يمن برد و بت‌هاى آنجا را نابود كرد و پس از آن تمام كسانى كه در يمن بودند ؛ يهودى شدند . « 1 » ( 2 ) اما عرب‌هايى كه نصرانى شدند ، عبارت بودند از : عده‌اى از قريش از بنى اسد بن عبد العزّى كه از جملهء آنها ورقة بن نوفل بوده است و عده‌اى از بنى تميم و بنى تغلب . در يمن هم طىء و مذحج و بهراء و سليح و تنوخ و غسّان و لخم به نصرانيت گرويده بودند . عده‌اى هم زنديق شده بودند كه از جملهء آنها حجر بن عمرو الكندى بوده است . « 2 » ( 3 ) مرحوم كلينى در فروع كافى با سندش از امام باقر عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود : احكام بسيارى از دين حنيف از قبيل حرام بودن مادران و دختران و آنچه كه خداوند در نكاح حرام كرده بود ، در ميان عرب‌ها وجود داشت ؛ ولى آنها زن پدر و خواهر زاده و جمع بين دو خواهر را تجويز كرده بودند . همچنين حج و لبيك گفتن و غسل از جنابت را هم مىدانستند ؛ ولى كارهاى شرك‌آميزى را در آنها مخلوط كرده بودند . « 3 » ( 4 ) همچنين با سندش از امام صادق عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود : عرب‌ها هميشه به بعضى از احكام دين حنيف حضرت ابراهيم از قبيل صلهء رحم و اكرام مهمان و حج بيت الله الحرام و پرهيز از مال يتيم و دورى از محارم به خاطر ترس از عقوبت ؛ عمل مىكردند و حتى تكه‌اى از برگ‌هاى درختچه‌هاى حرم را مىگرفتند و آن را بر گردن شترشان آويزان مىكردند . در اين حالت هيچ كسى جرأت نمىكرد كه آن شتر را به هر جايى كه مىرفت ، مورد اذيت و آزار قرار دهد يا بدزدد . « 4 »

--> ( 1 ) . تفصيل اين خبر گذشت و در حاشيهء بر آن گفتيم كه يهوديت در زمان بلقيس و هفتصد سال پيش از تبع به يمن رفته بود و اين خبر ظاهرا از اسرائيليات مىباشد . ( 2 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 1 ، ص 254 - 257 . ( 3 ) . فروع كافى ، ج 1 ، ص 223 . ( 4 ) . همان ، ص 223 .