الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
186
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
تلاوت مىكردند . آنها هيچگاه از سرزمين يمن خارج نمىشدند و تنها گاهى به بعضى از سرزمينهاى مجاورشان شبيخون مىزدند و پس از آن به مملكت خويش بازمىگشتند . « 1 » ( 1 ) بازارهاى عرب عربها در يمن و غير آن بازارهايى داشتند كه براى تجارت در آن جمع مىشدند و در آنجا جان و مال همديگر را محترم مىداشتند . از جملهء اين بازارها ، بازار « عدن » بوده است كه در اول ماه رمضان و با تأمين حفاظت أبناء - يعنى فرزندان فارسيان حاكم يمن - تشكيل مىشده است و أبناء در قبال تأمين امنيت و حفاظت همهء مردم ، مقدارى ماليات مىگرفت و از اين بازار عطريات به جاهاى ديگر صادر مىشده است . ( 2 ) پس از آن بازار « صنعاء » بوده است كه در نيمهء ماه رمضان و با تأمين أبناء تشكيل مىشده است و سپس بازار « رابية » در حضر موت بوده است كه اين بازار جز با تأمين امنيّت عدهاى تشكيل نمىشده است ؛ زيرا حضرموت جزء هيچ مملكتى نبود و هر كسى كه زور بيشترى داشت در آن به حكمرانى مىپرداخت و اكثرا قبيلهء كنده تأمين امنيت آن را بر عهده مىگرفت . سپس بازار « عكاظ » بوده است كه در ماه ذى القعده در بالاى نجد تشكيل مىشد و اكثر كسانى كه بدان مىآمدند از مضرىها و قريشىها بودند و عدهاى كمى از اعراب ديگر هم مىآمدند و در آن علاوه بر دادوستد و تجارت به بيان افتخارات خويش و تفاخر به آن مىپرداختند . ( 3 ) همچنين بازار « ذى المجاز » كه در مسير كاروان حج تشكيل مىشده است و بازار « دومة الجندل » كه در ماه ربيع الاول در همين منطقهء دومة الجندل تشكيل مىشده است و هر كدام از بنى كلاب يا غساسنه كه بر ديگرى سيطره داشتند ؛ بر پايى و تأمين امنيت آن را بر عهده مىگرفتند .
--> ( 1 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 1 ، ص 200 - 201 قبلا در مورد تعارض اين نقل با آيات قرآن كريم سخن رفته است . قرآن كريم از قول هدهد مىگويد : « إِنِّي وَجَدْتُ امْرَأَةً تَمْلِكُهُمْ . . . وَجَدْتُها وَ قَوْمَها يَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِنْ دُونِ اللَّهِ » ؛ من زنى را ديدم كه پادشاه آنهاست . . . و من ديدم كه او و قومش به جاى خدا ، خورشيدپرستى مىكنند . بلقيس هم گفت : « وَ أَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمانَ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ » ؛ من به همراه حضرت سليمان به خداى عالميان ايمان آوردهام . و مورخان نقل كردهاند كه سليمان بن داود به مدت بيست سال بر يمن حكومت كرده است و سپس پسرش ارحبعم بن سليمان بر آن حكومت كرده است و بلقيس حدود هفتصد سال قبل از تبّع تبان اسعد و ده پادشاه قبل از وى بوده است . به نظر مىرسد كه اين خبر از اسرائيليات است .