الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
160
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) قحطان ، سريانى زبان بوده و ثابت شده است كه قحطان همان « يقطن » به زبان سريانى بوده كه تعريب شده و به قحطان تبديل شده است و هيثم بن عدى گمان كرده است كه جرهم بن عابر بن سبأ بن يقطن ، همان قحطان بوده است . « 1 » يعرب و جرهم و عاد و ثمود و عملاق و و بار و عبيل و جديس و عبد ضخم به عربى صحبت مىكردهاند و يعرب بن قحطان از بابل مهاجرت كرد و در يمن اقامت كرد . « 2 » عبد ضخم بن إرم بن نوح به همراه فرزندان و تابعانش در طائف سير كردند تا اين كه به مكّه آمدند و در آن ساكن شدند . « 3 » ( 2 ) وى به هنگام ذكر اخبار مكه و چگونگى بنيانگذارى خانهء خدا و دست به دست گشتن آن در ميان جرهم و غيره مىگويد : قوم جرهم به سوى مكه حركت كردند و رئيس آنها حارث بن مضاض بن عمرو بن سعد بن رقيب بن ظالم بن هينى بن نبت بن جرهم بود . آنها در مكه پياده شدند و در كنار اسماعيل آن را وطن خويش قرار دادند . قبل از اين هم مىگويد : بنى كركر كه سميدع بن هوبر بن لاوى بن قيطور بن كركر بن حيدان رئيسشان بود به بىآبى و كمبود علف دچار شده بودند و سخت در تكاپو بودند ، پس براى يافتن آب و چراگاه و علفزار به سوى تهامه پيش رفتند . در اين حال - پيشآهنگان آنها كه براى پيدا كردن آب به اين طرف و آن طرف مىرفتند ؛ ديدند كه در وادى تهامه پرندگان پايين و بالا مىروند . آنها به بالاى بلندى رفتند و تپهء سرخى را ديدند كه هاجر آن را مسكن خويش برگزيده بود ، آنها مشاهده كردند كه هاجر سنگهايى به دور چشمهء زمزم چيده بود تا آب در آن جمع شود . ( 3 ) آنها به او سلام كردند و از وى اجازه خواستند كه در آنجا اقامت كنند و از آن آب بنوشند . پس هاجر خوشحال شد و به آنها اجازهء اقامت داد . آنان نزد اقوام خويش رفتند و آنها را از ماجرا با خبر كردند ، سپس با خوشحالى و اطمينان در آن وادى ساكن شدند و به خاطر وجود آب و روشنايى وادى از نور نبوّت و وجود بيت الله الاحرام بسيار خوشحال بودند و بعد از آن اسماعيل بر خلاف زبان پدرىاش به عربى تكلّم مىكرد .
--> ( 1 ) . مروج الذهب ، ج 2 ، ص 45 و در اينجا بر آنچه كه در عنوان مبدأ العرب گفتيم تأكيد مىورزيم . ( 2 ) . همان ، ص 110 . ( 3 ) . همان ، ص 121 و 122 .