الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
148
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
شاميان به جنگ پرداخت و مصايب فراوانى ايجاد كرد و اسراء و غنايم بسيارى به دست آورد . او سپاهيانش را به صورت خاصى نظام بخشيده بود . او دو لشكر داشت كه يكى از فارسها تشكيل شده بود و اسمش « شهباء » بود و ديگرى از عربهاى تنوخ تشكيل شده بود و اسمش « الدوسر » بود و با تمام عربهايى كه در مقابلش سر فرود نمىآوردند ؛ به جنگ مىپرداخت « 1 » . جرجى زيدان در كتاب العرب قبل الاسلام به تتبع در مورد اخبار وى پرداخته است . ( 1 ) يعقوبى مىگويد : او همان كسى بود كه خورنق « 2 » را بنيان نهاد و روزى در همان جا نشسته بود و به منظرهء فرات و نخلستانها و باغها و درختانش نگاه مىكرد و در همين حال به ياد مرگ افتاد و گفت : اين همه ثروت با وجود مرگ و فراق دنيا چه فايدهاى دارد ؟ ! پس از آن به عبادت پرداخت و از پادشاهى كنارهگيرى كرد و عدىّ بن زيد العبادى در اين اشعارش او را ياد كرده و مىگويد : و تفكر ربّ الخورنق اذ أش * رف يوما ، و للهدى تفكير و هنگامى كه حاكم خورنق روزى بر بلنداى آن ايستاد به فكر و انديشه فرو رفت و هرآينه تفكّر راه رسيدن به هدايت است . سرّه حاله و كثرة ما يم * لك ، و البحر معرض و السدير مقام و مال و منال فراوانش او را به وجد آورده ، در حالى كه درياى فرات و كاخ سدير خودنمايى مىكردند . فارعوى قلبه و قال : و ما غب * طة حىّ الى الممات يصير
--> ( 1 ) . براى تفصيل بيشتر نگاه كنيد به : العرب قبل الاسلام ؛ جرجى زيدان . ( 2 ) . علّت بناى خورنق را نوشتهاند كه يزدگرد بن بهرام شاه بن شاهپور ذى الاكتاف ؛ صاحب پسرى به نام بهرام شد . او به دنبال منزلى مىگشت كه در منطقهاى خشك و خوش آب و هوا بنا شده باشد كه از دردها و بيمارى مصون بماند . او را به پشت حيره راهنمايى كردند پس يزدگرد به نعمان دستور داد كه اين ساختمان را بنا كند تا او و فرزندش بهرام در آن بياسايند . نعمان به معمارى كه به او « سنمّار » مىگفتند دستور داد كه ساختمان زيبايى بسازد و هنگامى كه ساختمان به پايان رسيد ؛ از زيبايى و استحكام ساختمان تعجب كردند و تمام مزدش را پرداختند . او گفت : اگر مىدانستم كه اجرت كارم را مىدهيد و قدر مرا مىدانيد ؛ ساختمانى مىساختم كه همراه با خورشيد به هر طرف مىچرخيد ! نعمان از اين سخن وى غضبناك شد و گفت : تو مىتوانستى كه ساختمان زيباتر از اين را بسازى و نساختى ؟ ! سپس دستور داد كه او را از بالاترين نقطهء ساختمان به پايين پرتاب كنند و همين تبديل به يك ضرب المثل در زبان عرب شد و مىگويد : « جزاه جزاء سنمّار » ؛ به او كيفر و پاداشى داد همانند كيفر سنمّار ! ( تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 65 ) ، ( الاغانى ج 2 ، ص 144 - 146 ) .