الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

143

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

نازل شد : « الم ، غُلِبَتِ الرُّومُ فِي أَدْنَى الْأَرْضِ وَ هُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ فِي بِضْعِ سِنِينَ لِلَّهِ الْأَمْرُ مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ بَعْدُ وَ يَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ بِنَصْرِ اللَّهِ يَنْصُرُ مَنْ يَشاءُ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ » « 1 » ؛ الف . لام . ميم . نزديك اين سرزمين روميان مغلوب شدند و بعد از مغلوب شدن ديرى نخواهد گذشت كه در ظرف چند سال غلبه خواهند كرد . قبل و بعد از پيروزى ، فرمان از آن خداست و در آن روز مؤمنان به يارى خداوند شادمان خواهند شد . و او هر كه را بخواهد يارى مىكند و او نيرومند و مهربان است . ( 1 ) خبر غيبى قرآن كريم در مورد روميان بعد از ده سال تحقق يافت ؛ يعنى حدودا در سال 627 م . هر قل شهر نينوى ( موصل ) را بازپس گرفت و چيزى نگذشت كه خسرو پرويز به دست پسرش شيرويه كشته شد و شيرويه پس از هشت ماه مرد و بعد از شيرويه در مدت چهار سال ، بيشتر از ده نفر به حكومت رسيدند كه چهار نفر از آنها زن بودند . سرانجام با هجوم اعراب كار مسلمان يكسره شد و اين جنگ‌هاى طولانى كه حدود پنجاه سال طول كشيده بود ، زمينهء بسيار مناسبى براى اعراب مسلمان آماده كرده بود و آنها به راحتى توانستند ايران را فتح كنند و گويى مشيّت الهى به اين تعلق گرفته بود كه نور اسلام در اين سرزمين بدرخشد . ( 2 ) بحران وضعيت دينى مهم‌ترين بحرانى كه ايران در دوران ساسانيان با آن مواجه بود ؛ اضطراب دينى بود . « اردشير بابكان » ، مؤسس و سر سلسلهء ساسانيان فرزند يكى از موبدان زرتشتى بود و به كمك علماى زرتشتى به سلطنت رسيده بود . براى همين وى با تمام قوا به ترويج دين زرتشتى در سراسر مملكتش اقدام كرد و آن را به عنوان دين رسمى كشور اعلام نمود . و از آنجا كه سلطهء ساسانيان با تأييد موبدان زرتشتى محقق شده بود ؛ بسيار مورد عنايت و حمايت درباريان قرار داشتند و از پرقدرت‌ترين طبقات در نظام طبقاتى ايران به حساب مىآمدند و در حقيقت پادشاهان ساسانى از سوى موبدان زرتشتى تعيين مىشدند و اگر يكى از آنها از دستورهاى موبدان سرپيچى مىكرد ؛ به شدت با وى برخورد مىشد . براى همين پادشاهان ساسانى از موبدان زرتشتى بيشتر از هر گروه ديگر حرف شنوى داشتند و موبدان جمعيت بزرگى را تشكيل مىدادند و ساسانيان از آنها در استحكام پايه‌هاى قدرت خويش بهره مىگرفتند و تمام

--> ( 1 ) . روم ( 30 ) ، 1 - 5 .