الشيخ عباس القمي
705
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي )
ايشان استغاثه كنند و هيچ ناصرى و معينى نيابند . پس فرمود اى مادر ! قسم به خدا من چنين كشته خواهم شد اگر چه به سوى عراق نروم نيز مرا خواهند كشت . آنگاه امّ سلمه گفت كه : در نزد من تربتى است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مرا داده است و اين كه در شيشه آن را ضبط كردهام . پس حضرت امام حسين عليه السّلام دست فراز كرد و كفى از خاك كربلا برگرفت و به امّ سلمه داد و فرمود : اى مادر ! اين خاك را نيز با تربتى كه جدّم به تو داده ضبط كن و در هر هنگامى كه اين هر دو خاك خون شود بدان كه مرا در كربلا شهيد كردهاند . « 1 » علّامه مجلسى رحمة اللّه در جلاء فرموده : و به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كردهاند ( شيخ مفيد و ديگران ) كه چون حضرت سيّد الشّهداء عليه السّلام از مدينهء معلّى بيرون رفت ، فوجهاى بسيار از ملائكه با علامتهاى محاربه و نيزهها در دست ، و بر اسبهاى بهشت سوار ، بر سر راه آن حضرت آمدند و سلام كردند و گفتند : اى حجّت خدا بر جميع خلايق بعد از جدّ و پدر و برادر خود ! بدرستى كه حقّ تعالى جدّ تو را در مواطن بسيار به ما مدد و يارى كرد اكنون ما را به يارى تو فرستاده است . حضرت فرمود : وعدهگاه ما و شما آن موضعى است كه حقّ تعالى براى شهادت و دفن من مقرّر فرموده است ، و آن كربلا است ، چون به آن بقعهء شريفه برسم به نزد من آييد . ملائكه گفتند : اى حجّت خدا ، هر حكمى كه خواهى بفرما كه ما اطاعت مىكنيم و اگر از دشمنى مىترسى ما همراه توييم و دفع ضرر ايشان از تو مىكنيم . حضرت فرمود : كه ايشان ضررى به من نمىتوانند رسانيد تا به محلّ شهادت خود برسم . پس افواج بىشمار از مسلمانان جنّيان ظاهر شده ، چون به خدمت آن حضرت آمدند گفتند : اى سيّد و بزرگ ما ، ما شيعيان و ياوران توييم آنچه خواهى در باب
--> ( 1 ) بحار الأنوار ، ج 44 ، ص 331 ؛ الخرائج ، ج 1 ، ص 253 .