الشيخ عباس القمي
692
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي )
روايت ارشاد و احتجاج اسم سعد برده نشده بلكه دارد : مردى برخاست و اين سؤال را نمود و حضرت همان جواب را فرمود و در آخر فرمود : اگر نه بود كه آنچه پرسيدى برهانش مشكل است به تو خبر مىدادم عدد موهاى تو را ، لكن نشانهء آن همان بچّهء تو است الخ ) . « 1 » حميرى در قرب الأسناد از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام با دو كس از اصحاب خود به زمين كربلا رسيد ، چون داخل آن صحرا شد آب از ديدههاى مباركش ريخت فرمود كه : اين محلّ خوابيدن شتران ايشان است ، و اين محلّ فرو آوردن بارهاى ايشان است ، و در اينجا ريخته مىشود خونهاى ايشان . خوشا به حال تو اى تربت كه خونهاى دوستان خدا بر تو ريخته مىشود . « 2 » شيخ مفيد روايت كرده است : عمر بن سعد با حضرت امام حسين عليه السّلام گفت كه : نزد ما گروهى از بىخردان هستند كه گمان مىكنند من تو را خواهم كشت . حضرت فرمود كه : آنها بىخردان نيستند و ليكن علماء و دانايانند ، امّا به اين شادم كه بعد از من گندم عراق نخواهى خورد مگر اندك زمانى . « 3 » و شيخ صدوق از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه امام حسين عليه السّلام روزى بر امام حسن عليه السّلام وارد شد ، چون چشم وى بر برادر افتاد گريست و فرمود : اى ابا عبد اللّه ! چه تو را به گريه در آورد ؟ گفت : گريه من به جهت بلايى است كه به تو مىرسد ، امام حسن عليه السّلام فرمود : آنچه به من مىرسد سمّى است كه به من مىدهند و لكن لا يوم كيومك روزى چون روز تو نيست ، سى هزار نفر به سوى تو آيند همه مدّعى آن باشند كه از امّت جدّ تواند و منتحل دين اسلامند و اجتماع بر قتل ، و ريختن خون و انتهاك حرمت ، و
--> ( 1 ) بحار الأنوار ، ج 44 ، ص 258 ؛ الارشاد ، ج 1 ، ص 330 ، باب اخباره بالغيب . ( 2 ) بحار الأنوار ، ج 44 ، ص 258 به نقل از قرب الاسناد ، ص 26 ، ح 87 . ( 3 ) بحار الأنوار ، ج 44 ، ص 263 ؛ الارشاد مفيد ، ج 2 ، ص 302 ( فضائل الحسين عليه السّلام و مناقبه ) .