الشيخ عباس القمي

690

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي )

حسين عليه السّلام در كودكى به نزد حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مىآمد ، آن حضرت ، امير المؤمنين عليه السّلام را مىفرمود كه : يا على ! او را براى من نگاه دار ، پس او را مىگرفت و زير گلوى او را مىبوسيد و مىگريست . روزى آن امام مظلوم گفت : اى پدر ! چرا گريه مىكنى ؟ حضرت فرمود : اى فرزند گرامى ! چون نگريم كه موضع شمشير دشمنان را مىبوسم . حضرت امام حسين عليه السّلام گفت كه : اى پدر ! من كشته خواهم شد ؟ فرمود : بلى و اللّه تو و برادر تو و پدر تو همه كشته خواهيد شد . امام حسين عليه السّلام گفت : پس قبرهاى ما از يكديگر دور خواهد بود ؟ حضرت فرمود : بلى اى فرزند . امام حسين عليه السّلام گفت : پس كه زيارت ما خواهد كرد از امّت تو ؟ پس حضرت فرمود كه : زيارت نمىكند مرا و پدر تو را و برادر تو را مگر صدّيقان از امّت من . « 1 » و نيز از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه فرمود : روزى حضرت امام حسين عليه السّلام در دامن حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نشسته بود ، حضرت با او بازى مىكرد و او را مىخندانيد . پس عايشه گفت : يا رسول اللّه ! چه بسيار خوش دارى اين طفل را . حضرت فرمود كه : واى بر تو چگونه دوست ندارم آن را و خوش نيايد مرا از او و حال آن كه اين فرزند ميوهء دل من است و نور ديدهء من است و بدرستى كه امّت من او را خواهند كشت ، پس هر كه بعد از شهادت او ، او را زيارت كند حقّ تعالى براى او يك حجّ از حجّهاى من بنويسد . عايشه تعجّب كرد ، از روى تعجّب گفت كه : يك حجّ از حجّهاى تو ؟ ! حضرت فرمود : بلكه دو حجّ از حجّهاى من ، باز او تعجّب كرد ، حضرت

--> ( 1 ) بحار الأنوار ، ج 44 ، ص 261 ؛ كامل الزيارات ، باب 22 .