الشيخ عباس القمي

680

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي )

گريستند و حضرت آن قدر گريست كه اشك چشم مباركش بر محاسن شريفش جارى شد . پس فرمود : به خدا سوگند كه ملائكه مقرّبان در اينجا حاضر شدند و مرثيه تو را بر حسين عليه السّلام شنيدند و زياده از آنچه ما گريستم گريستند و به تحقيق كه حقّ تعالى در همين ساعت بهشت را با تمام نعمتهاى آن از براى تو واجب گردانيد و گناهان تو را آمرزيد . پس فرمود : اى جعفر ! مىخواهى كه زيادتر بگويم ؟ گفت : بلى اى سيّد من . فرمود كه : هر كه در مرثيهء حسين عليه السّلام بگويد و بگريد و بگرياند ، البتّه حقّ تعالى بهشت را براى او واجب گرداند و بيامرزد او را . « 1 » حامى حوزهء اسلام سيّد اجلّ ، مير حامد حسين - طاب ثراه - در عبقات از معاهد التّنصيص نقل كرده كه محمّد بن سهل صاحب كميت گفت كه : من و كميت داخل شديم بر حضرت صادق عليه السّلام در ايّام تشريق ، كميت گفت : فدايت شوم اذن مىدهى كه در محضر شما چند شعر بخوانم ؟ فرمود : اين ايّام عظيم و محترم است ، كنايت از آن كه شايسته نيست در اين ايّام شريفه خواندن شعر . عرضه داشت كه اين اشعار در حقّ شما است ، فرمود : بخوان و حضرت فرستاد بعض اهل بيتش را حاضر كردند كه آن‌ها هم استماع كنند ، پس كميت اشعار خويش بخواند و حاضرين گريهء بسيار كردند تا به اين شعر رسيد : يصيب به الرّامون عن قوس غيرهم * فيا آخرا أسدى له الغىّ اوّل حضرت دستهاى خود را بلند كرد و گفت : « اللّهمّ اغفر للكميت ما قدّم و ما اخّر ، و ما اسرّ و ما اعلن ، و اعطه حتّى يرضى . « 2 » »

--> ( 1 ) اختيار معرفة الرجال ، ج 2 ، ص 574 . ( 2 ) معاهد التنصيص ، ج 3 ، ص 96 ؛ الغدير ، ج 2 ، ص 193 - 192 .