الشيخ عباس القمي

82

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي )

و در اثناى دعاى آن حضرت باران جارى شد و يك هفته باريد و چندان باران آمد كه اهل مدينه به شكايت آمدند و گفتند : يا رسول اللّه ! مىترسيم غرق شويم و خانه‌هاى ما منهدم شود ، پس حضرت اشاره فرمود به سوى آسمان و گفت : اللّهم حوالينا و لا علينا . خداوندا ! بر حوالى ما بباران و بر ما مباران . و به هر طرف كه اشاره مىفرمود ابر گشوده مىشد ، پس ابر از مدينه بر طرف شد و بر دور مدينه مانند اكليل « 1 » حلقه شد و بر اطراف مانند سيلاب مىباريد و بر مدينه يك قطره نمىباريد و يك ماه سيلاب در رودخانه‌ها جارى بود ، پس حضرت فرمود : و اللّه اگر ابو طالب زنده مىبود ديده‌اش روشن مىشد . « 2 » بعضى از اصحاب عرض كردند : مگر اين شعر را از او به خاطر آورديد : ؟ و ابيض يستسقى الغمام بوجهه * ثمال اليتامى عصمة للأرامل آن حضرت فرمود : چنين باشد . چهارم : [ تسبيح انگور : ] به سند معتبر از امّ سلمه منقول است كه روزى فاطمه عليها السّلام آمد به نزد حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم ، و امام حسن و امام حسين عليهما السّلام را برداشته بود و حريره ساخته بود و با خود آورده بود ، چون داخل شد ، حضرت فرمود كه : پسر عمّت را براى من بطلب . چون امير المؤمنين عليه السّلام حاضر شد امام حسن عليه السّلام را در دامن راست و امام حسين عليه السّلام را در دامن چپ و على عليه السّلام و فاطمه عليها السّلام را در پيش رو و پس سر خود نشانيد و عباى خيبرى بر ايشان پوشانيد و سه مرتبه گفت : خداوندا ! اين‌ها

--> ( 1 ) تاج . ( 2 ) الخرائج ، ج 1 ، ص 58 - 59 ؛ بحار الأنوار ، ج 18 ، ص 14 ؛ صحيح بخارى ، ج 2 ، ص 35 - 37 ؛ صحيح مسلم ج 2 ، ص 612 - 614 ؛ سنن نسائى ، ج 3 ، ص 160 ؛ سنن الكبرى ، ج 3 ، ص 353 - 356 ؛ دلائل النبوة ، ج 6 ، ص 139 - 140 و ج 2 ، ص 326 ؛ الخصائص الكبرى ، ج 1 ، ص 369 طبق نقل الخرائج ( پاورقى ) .