محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )
57
مناقب مرتضوى ( فارسي )
موسى و ديگر محمد بن على و ديگر على بن محمد ديگر حسن بن على ، ديگر هم نام و هم كنيت من حجّه اللّه فى الارضه محمد بن حسن كه فتح كند حقّ - سبحانه و تعالى - بر دست او مشارق و مغارب ارض را و او غايب شود از شيعهء اولياى خود . و جابر گويد ، من گفتم : يا رسول اللّه ، آيا باشد شيعهء او را انتفاع از او در غيبت ؟ فرمود : به حبّ آنكه او مرا به راستى به خلق فرستاد كه ايشان مستضئى گردند به نور او و مشفّع شوند به ولايت او در غيبت او . اى جابر ، اين راز از مكنون سرّ الهى و مخزن علم نامتناهى اوست ؛ بايد كه مخفى دارى از نامحرمان . » پس اين دلالت و روايات مؤيد اين معنى است كه مراد از اولى الامر ائمهء هدىاند كه امامت و عصمت ايشان ثابت است و اتّفاق جميع امت است بر علوّ رتبت و عدالت ايشان . منقبت : قوله تعالى : « فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى إِلَيْكَ وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَنْ يَقُولُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ أَوْ جاءَ مَعَهُ مَلَكٌ إِنَّما أَنْتَ نَذِيرٌ وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ . » 5221224 خ 0 71 خ يعنى ، مگر تو ترك كنندهاى بعضى امور وحى را و دلتنگى به سبب گفتن منافقان كه چرا از آسمان گنجى فرو فرستاده نشد بر محمّد ، يا خود فرشته همراه از آسمان نيامد با او ؟ تو اى محمّد ، بجز نذير و پنددهنده نيستى و خداست بر هر شىء كارفرما . در تفسير على بن ابراهيم و على بن عيسى و فخر رازى و مناقب ابن مردويه - عليهم الرّحمة - از امام جعفر صادق - رضوان اللّه عليه - مروى است كه : « مصطفى با مرتضى گفت : اى برادر ، به درستى كه من از خداى - عزّ و جلّ - درخواستم كه ميان من و تو موالاة و محبّت اندازد . خواهش من به فعل آمد و مسألت نمودم كه ميان من و تو مؤاخاة كند ، آن مسؤل نيز مبذول شد و التماس كردم كه تو را وصى من كند ، چنانچه كرد . پس مردى از منافقان تو در غيبت گفت : و اللّه يك صاع از خرما كه در مشك كهنه باشد ، بهتر است از آنچه محمد از پروردگار خود مسألت نمود . چرا درخواست نكرد فرشتهاى از حقّ تعالى كه معاونت و معاضدت او كند بر دشمن ؟ يا گنجى كه بدان استعانت نمايد بر فقر و فاقه و شدّت احتياج ؟ بنابراين حقّ - سبحانه و تعالى - آيهء مسطوره فرستاد . »