محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )

36

مناقب مرتضوى ( فارسي )

اثر ملالت و كراهت در جبين مبين خير المرسلين مبيّن و ظاهر گشت . هرچه اهل عسرت و صفّه بودند ، وجه تصدّق هيچ نداشتند 5611224 خ 0 12 خ و اغنيا محبّت دنياى دون را بر مناجات آن سرور ترجيح دادند . بعد از چند روز اين آيه به توبيخ و تقريع ايشان آمد كه : « أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقاتٍ . » 6611224 خ 0 13 خ يعنى ، شما ترسيديد از آنكه در پيش از راز و مناجات پيغمبر ما صدقه مقدّم داريد . ثعلبى از امير المؤمنين على روايت كند كه گفت : « چون آيه مناجات فرود آمد ، حضرت رسالت - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - مرا خوانده و گفت : « ترى دينارا . » يعنى ، چه اجتهاد مىكنى كه يك دينار زر صدقه دهند ؟ گفتم : طاقت آن ندارند . فرمود : پس چند ؟ گفتم : جبّه يا جوى . آن سرور فرمود : بسيار تقليل كردى . » و نيز روايت كرده‌اند كه امير المؤمنين گفت : « به درستى كه كتاب خداى آيتى است كه پيش از من هيچ كس بدان آيت عمل نكرده ، بعد از من كسى بدان عمل نكند و 7611224 خ 0 14 خ آيهء مناجات است ؛ زيرا كه چون آيه فرود آمد ، در بساط من يك دينار زر بود . آن را به درهم چند فروختم . هرگاه قصد مناجات رسول كردمى ، از آن دراهم تصدّق نمودمى . چون آن دراهم تمام شد ، حكم آيهء مناجات منسوخ گشت به آيهء : « أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا » نجوى شود ميسّرا 8611224 خ 0 15 خ » . و در تفسير مدارك مسطور است كه : « بعد از نزول آيهء مذكوره ، امير المؤمنين از سيد المرسلين ده سؤال كرد . از آن جمله يكى اين است كه گفت : « يا رسول اللّه ، ما الحقّ ؟ » آن سرور - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - فرمود : « الخلافة حقّة اذا انتهت اليك . » يعنى ، خلافت حقّ است ، هرگاه منتهى شود به تو . » منقبت : قوله تعالى : « وَ تَعِيَها أُذُنٌ واعِيَةٌ . » 9611224 خ 0 16 خ يعنى ، درمىيابد و فهم مىكند كلمهء حق و تحقيق را گوشى كه شنوا و فهم‌كننده باشد . در صحيح ترمذى به روايت امير المؤمنين - كرّم اللّه وجهه - و در مناقب ابن مردويه و تفسير ثعلبى و واحدى به روايت بريده اسلمى مسطور است كه : « رسول فرمود : يا على به درستى كه اللّه تعالى فرمود به من كه ترا نزديك دارم و دور نگردانم و تعليم و تفهيم تو كنم كه تو فهم مىكنى و درمىيابى . چون رسول به امير فرمود ، آيهء مذكوره نازل شد . » و از مكحول مروى است كه : « بعد از نزول آيهء مسطوره ، آن سرور روى به سوى امير كرده گفت : به درستى كه درخواستم از حقّ - سبحانه و تعالى - كه اذن واعية را گوش تو گرداند .