محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )

407

مناقب مرتضوى ( فارسي )

و در كشف الغمّه مسطور است كه : « در جنگ جمل شانزده هزار و هفتصد و نود كس از لشكر عايشه به قتل رسيدند و از سپاه شاه ولايت‌پناه هزار و هفتاد كس شربت شهادت چشيدند . » و در تاريخ گزيده مسطور است كه : « در آن معركه بيست هزار كس كشته گشتند و از آن جمله هزار نفر از سپاه امير المؤمنين بودند و باقى از جيش عايشه . » و در روضة الصفا مذكور است كه : « در آن معركه هفده هزار كس از جنود عايشه به قتل رسيدند و نزديك هزار نفر اتباع امير المؤمنين . » و عقيدهء صاحب مستقصى شهداى لشكر آن حضرت از نهصد زياده بودند و به قول بعضى از مورخان در آن معركه دويست و هفتاد مرد از قبيلهء بنى ضبيه 3314224 خ 0 43 خ كه مهار شتر عايشه به نوبت مىگرفتند ، مقطوع اليد گشتند و از جمله قتيلان لشكر عايشه ، يكى زبير است . و در روضة الاحباب و روضة الصّفاء و حبيب السّير مسطور است كه : « چون زبير در جنگ جمل عمار ياسر را در سلك انصار حيدر كرّار ديد و مىدانست رسول فرموده : « الحق مع عمار » ، بر بطلان خود بعد از ارتفاع غبار معركهء كارزار متقين شده ، متوجه حرم پروردگار شد . به حسب اتفاق ، او را گذار بر وادى السّباع افتاد . احنف بن قيس با شش هزار كس از مردم قبيله و توابع خود در آن مكان نشسته انتظار مىكشيد كه هريك از آن فريقين غالب شوند ، بديشان پيوندد و احنف از دور زبير را شناخته گفت : كيست كه از زبير خبر معلوم كرده به ما رساند ؟ يكى از حاضران عمرو بن جرموز نام آن خدمت قبول نموده ، نزد زبير رفته از مهم هر دو سپاه پرسيد . گفت : فريقين به انگيختن غبار جنگ اشتغال داشتند كه من بدين جانب شتافتم . عمرو گفت : سبب تخلف تو چه شد ؟ زبير عذرى گفت به مرافقت او روان شد . بعد از لمحه‌اى به عمرو گفت : مىخواهم به اداى نماز پيشين قيام نمايم ؛ آيا من از تو و تو از من ايمن هستيم يا نه ؟ عمرو گفت : اين از من حاصل است . پس زبير به نماز مشغول شد ، عمرو به يك ضربت شمشير او را به قتل رسانيد . » و از تاريخ اعثم كوفى و كشف الغمّه چنان مستفاد مىگردد كه : « چون زبير از معركه بيرون رفت ، در قوم بنى تميم فرود آمد . عمرو بن جرموز او را به ضيافت برد . چون زبير به خواب رفت ، به قتل رسانيد . » و به روايت اكثر اهل تاريخ و اخبار ، عمرو بعد از آن جسارت بر اسب زبير سوار گشته ، شمشير او را برگرفته نزد امير المؤمنين رفته كيفيت حال بازگفت : آن حضرت فرمود : بشارت باد تو را اى كشندهء زبير به آتش دوزخ . عمرو از استماع اين مژده در خشم شده گفت : اگر براى تو كشند ، بشارت دوزخ شنوند و اگر از تو كشند ، رقم كفر بر صفحهء حال خود كشند ! و از غايت غضب سر شمشير بر شكم نهاده زور كرد تا از پشتش بيرون رفت . و ديگرى از قتيلان واقعهء جمل طلحه است . و به ثبوت پيوسته كه : چون زبير از معركه بيرون رفت ، طلحه نيز قصد فرار نمود . مروان حكم به سبب سعى