محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )
355
مناقب مرتضوى ( فارسي )
بارى كه از براى عيال مىكشد . » منقبت : در ذخيرة الملوك مير سيّد على همدانى - قدّس سرّه - از ابن عباس [ رضى اللّه عنه 2863224 خ 0 18 خ ] مروى است كه : « چون امير المؤمنين - كرّم اللّه وجهه - به خلافت صورى نشست ، امامين را از صحبت خود جدا نكرد . بدان سبب كه امام حسن - سلام اللّه عليه - بىمانندترين خلق بود به رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - در سيرت و صورت ، بنابر آن او را حرمت داشتى و سخن او را رد نكردندى . » منقبت : هم در كتاب مذكور از ابن عباس - رضى اللّه عنه - منقول است كه گفت : « امير المؤمنين در هفته يك صاع جو آرد ساخته ، در كدويى كردى و سر او را مهر نمودى ، از آن يك قرص پخته افطار نمودى و گاهى به يك كف آرد قناعت كردى باز ببستى و مهر كردى . گفتند : يا امير المؤمنين ، چرا اين را مهر مىكنى ؟ فرمود : از براى آنكه مبادا حسنين پارهاى از آرد گندم بياميزند . روزى يكى از ملوك عرب به زيارت امام حسن در مسجد درآمد . در وقتى كه مردم نماز مغرب ادا نموده متفرق شده بودند ، امير المؤمنين - كرّم اللّه وجهه - نشسته بود و كدو پيش خود نهاده افطار مىكرد . چون آن شخص از نماز فارغ شد ، امير او را از آن آرد مشتى داد و در گوشهء دستار بسته به صحبت امام حسن آمد . چون سفرهء گستردهء طعام الوان آوردند ، آن شخص لختى از آن طعام برداشته گفت : در مسجد درويشى گرسنه بود ؛ از فرط گرسنگى همچنين آرد جوى افطار مىنمود ، و مرا بر وى رحم آمده ، اگر اجازت باشد ، اين طعام را جهت او مىبرم كه ثواب است . حضرت امام حسن بگريست و گفت : آن درويش كه تو ديدى ، پادشاه دين و دنيا و خليفهء وقت است و او آنرا اختيار كرده . » منقبت : هم در كتاب مذكور از ابن عباس - رضى اللّه عنه - مروى است كه : « روزى گفتم : يا امير المؤمنين ، چه شود كه جامهء نو بپوشى ؟ گفت : خداى تعالى فرموده است اميران اهل اسلام را كه خوردن و پوشانيدن خود را مانند خورش و پوشش فروترين رعيت كنند تا توانگران در زندگانى اقتدا بديشان كنند و ضعيفان به سبب فقر و فاقه ، اندوهگين و متأسف نباشند . »