محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )

332

مناقب مرتضوى ( فارسي )

كه با معاويه محاربه نموده ، خطا كرده . و من هرچند دلايل واضحه و براهين قاطعه بر حقيقت امير المؤمنين اقامت مىكردم به قبول آن راضى نمىشد و بيشتر در عناد مىافزود و چون دانستم بر اين اعتقاد مصر است ، قطع مصاحبت و مجالست او نمودم . بعد از چند روز مرا طلبيده گفت : بر من ظاهر شد كه معاويه باغى بود ؛ زيرا كه امشب در خواب ديدم كه يكى سرش چون سر سگ بود . از وى موجب هيبتش پرسيدم گفت : من تخطئهء على بن ابى طالب مىكردم و معاويه را از او احقّ مىدانستم ، بنابراين صورت من متغير گشته . چون اين آثار غضب الهى است ، من از معاينهء اين واقعه تنبيه شده توبه كردم كه من بعد نسبت به آن جناب بىادبى نكنم . » منقبت : هم در كتاب مذكور از سلمان فارسى - رضى الله عنه - منقول است كه : « يكى از اصحاب به خدمت امير المؤمنين آمده گفت : فلان كس كه از اكابر بنو عدى است ، هرجا محبّان تو را بيند زبان طعن و سفاهت مىگشايد و در ايذا و اهانت مىافزايد . امير المؤمنين كمانى به دست گرفته جانب بساتين روان شد . ناگاه آن شخص ملاقى شد . امير گفت : من شنيده‌ام تو محبّان مرا ايذا مىرسانى ؟ گفت : اگر رسانده باشم كسى را بر من منع نمىرسد . امير فرمود : هم‌چنين و كمان را بر زمين افكند ؛ در ساعت اژدرى از شير بزرگتر شده دهن باز كرده به سويش دويد تا فرو برد . او فرياد برآورده گفت : الامان ! الامان ! يا امير المؤمنين ، توبه كردم كه ديگر آزار محبّان تو نكنم . امير دست به جانب كمان دراز كرد كمان به صورت اصلى باز آمد . » منقبت : مؤلف گويد : به اسانيد صحيحه به ثبوت پيوسته كه مرّة بن قيس نام كافرى بود صاحب مال و جاه و جمعى كثير از شجاعان كفّار ملازم داشت . روزى از حال آباء و اجداد خود استفسار نموده ، بعضى از تاريخدانان گفتند كه : على بن ابى طالب چندين هزار كس از بزرگان ما كشته . گفت : او در كدام شهر مدفون است ؟ گفتند : در نجف . پس آن لعين با دو هزار سوار و پنجهزار پياده روان شد . بعد از قطع مسافت چون به نواحى نجف رسيد ، سادات و مجاوران و ساير مردم بر ارادهء مذمومه‌اش واقف گشته به قدر مقدور در محافظت شهر كوشيدند . بالاخره پناه به روضهء مقدسه برده در حصار روضه را به خشت و گل محكم ساخته از اطراف و جوانب به سنگ و كلوخ و تير تا شش روز جنگ كردند . آخر آن ملعون ديوارى را شكسته با رفقاى خود درون درآمد . مسلمانان از بيم جان رو به فرار نهادند . آن ملعون درون روضهء مقدّسه درآمده به