محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )
319
مناقب مرتضوى ( فارسي )
رسول و زوج بتول است ؛ اين آن است كه رسول فرمود : اگر على نبودى ، فاطمه را كفوى نبودى ؛ اين آن است كه خداى تعالى در حقّ وى فرموده : « أَ فَمَنْ كانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كانَ فاسِقاً لا يَسْتَوُونَ » 0653224 خ 0 19 خ و نيز در شأن او فرموده : « أَ جَعَلْتُمْ سِقايَةَ الْحاجِّ وَ عِمارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ جاهَدَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لا يَسْتَوُونَ عِنْدَ اللَّهِ » 1653224 خ 0 20 خ و نيز فرموده : « لَهُمْ لِسانَ صِدْقٍ عَلِيًّا » 2653224 خ 0 21 خ و اين آن است كه خداى تعالى روز غدير خم در حق او اين آيهء كريمه فرستاده كه : « يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ » 3653224 خ 0 22 خ ؛ و نيز در روز مباهلهء نفس حبيب خود فرموده كه : « أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ » 4653224 خ 0 23 خ ؛ اين آن است كه حق تعالى در حق او فرمود : « لا يَسْتَوِي أَصْحابُ النَّارِ وَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمُ الْفائِزُونَ » 5653224 خ 0 24 خ ؛ و نيز در شأن او و اهل او فرمود : « إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ » 6653224 خ 0 25 خ ؛ اين آن است كه در وقت ركوع انگشترى به سايل داد و اين آيه در شأنش نازل شد كه : « إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ » 7653224 خ 0 26 خ الى آخره . همچنين سلمان مناقب و فضايل بيان مىنمود تا آنكه به رخصت شاه ولايتپناه به درون حجره درآمديم . ابو صمصام بعد از سلام طلب دين كرد . امير فرمود : در مدينه منادى كنيد هر كه مىخواهد گزاردن دين رسول ببيند ، على الصّباح بيرون مدينه حاضر شود . روز ديگر امير المؤمنين با فرزندان و احباب خود از شهر برآمده ، كلمهاى به گوش امام حسن - رضوان اللّه عليه - گفتند . به ابى صمصمام گفت : با فرزند من نزديك آن تلّ ريگ برو كه دين تو آنجا ادا شود . ابى صمصام با امام حسن مىرفت و خلق نظاره مىكردند و منافقان به يكديگر اشاره مىكردند كه از تلّ ريگ چه حاصل خواهد شد ! چون رسيدند ، امام حسن دو ركعت نماز گزارده كلمهاى چند گفته عصاى رسول بر تلّ ريگ زد . تلّ بشكافت و سنگى سفيد از آن ظاهر شد كه در او دو سطر از نور مسطور بود . سطر اول ) لا إله الّا اللّه ، محمّد رسول اللّه ؛ سطر دوم ) لا إله الّا اللّه على ولى اللّه . پس امام حسن عصا بر آن سنگ زد ، شكافته مهار ناقه پديد آمد . امام فرمود : بگير . صمصام مهار شتر مىكشيد تا هشتاد ناقه به آن كيفيت كه مذكور شد بيرون آمد . آن ناقهها را كشيده پيش امير المؤمنين آورد . امير فرمود : دين رسول ادا شد ؟ گفت : بلى . امير خط از وى گرفته به امام حسن سپرده ، وصيت كرد كه چون مرا وفات رسد ، در كفن من بنه و گفت : اى قوم ، بدانيد و آگاه باشيد كه رسول خدا مرا خبر داده بود كه حقّ تعالى اين ناقهها را دو هزار سال پيش از ناقهء صالح در اين سنگ آفريده . » ملّا حسن سليمى - رحمه اللّه - گويد : كرده به معجز ادا قرض رسول خدا * قرض رسول خدا كرده به معجز ادا عهد نبى را وفا غير على كس نكرد * غير على كس نكرد عهد نبى را وفا