محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )
309
مناقب مرتضوى ( فارسي )
چنان گرفته شد كه در لحظه ، مرغ روح از قفس قالبش پرواز كرد ، در گلخن جهنم آشيان ساخت . » مؤلف گويد : مطابق نقل مذكور واقعهاى كه مشعر بر خارق امير المؤمنين است ، در حضور فقير روى داده و آن اين است كه روزى پيش والد فقير يكى آمده گفت : يا حضرت ، در باب معاويه چه مىفرماييد ؟ گفتند : ما صوفىايم و به حكم : « الصّوفى لا مذهب له 6453224 خ 0 6 خ » كه صلح كل مشرب ماست . سايل گفت : اگرچه احوال خجستهمآل مطابق مقال است اما به حكم : « و امّا السّائل فلا تنهر 7453224 خ 0 7 خ » حل اشكال طالبان علامت كمال است . متبسّم گشته فرمودند : ظاهرا ، از وى تقصير عظيم صادر شده كه هيچ يكى از مؤمنان پسر خود را موسوم به معاويه نمىگرداند . يكى از حضّار عبد اللّه نام رفته به پدر خود كه موسوم به حاجى صالح بود گفت : امروز بر من ظاهر شد كه مير عبد اللّه مشكين قلم گوشهء تشيّع دارد و نقل مجلس را معنعن بيان كرد . پدرش گفت : همين لحظه از جانب من رفته بگو كه حاجى صالح مىگويد اگر به خانهء من پسر متولّد شود نامش معاويه كنم . آنچه پدرش گفته بود در وقتى كه قبله گاهى - قدّس سرّه - به كتابت مشغول بودند ، آمده گفت : از بس كه صاحب تحمّل و حوصله بودند در پى عذرخواهى شدند . از روى شفقت و مرحمت كه جبلى ذات فايض البركات بود ، گفتند : فلانى ، اين شيوه لايق مردم آدمى نيست كه نقل صحبت كسى در پيش كسى كنند . انسب آن است كه ترك اين وضع نمايى . المقصود ، در اثناى نصيحت و موعظه آثار تغيير و جذبه از ايشان ظاهر شدن گرفت تا به حدّى رسيد كه به اهل مجلس نشئهء مستى آنقدر اثر كرد كه حاضرين را رقّت عظيم دست داد . پس قلم از دست افكنده پرسيدند : فرزند در چند ماه متولّد مىشود ؟ گفتند : اكثر مدت حمل ده ماه است و اقّل شش . فرمودند : رفته ، به پدر خود بگو كه اگر تا شش ماه بيش در دنيا زندگانى كنى ، من كلاه فقر بر سر ننهاده باشم و دم از محبّت حقيقى امير بر حق امام مطلق نزده باشم . به عزّت اللّه تعالى كه در مدت چهار ماه مرغ روح از قفس قالب آن متعصّب پرواز كرده به آشيانى كه برايش معيّن بود برفت . بعد از استماع خبر فوت او متأسف و متألم گشتند به مرتبهاى كه اشك از ديدهء حقبين روان گرديد و در اثناى اين خبر فرمودند : اين نه طريقهء فقر و درويشى است كه از من به ظهور آمد . بايستى كه در حق وى دعاى نيك مىكردم كه يكى از محبّان ائمهء معصومين مىشد تا آنچه مقدّر شده ، مبدّل نگردد و اين بيت بر زبان خارق عادت بيان راندند . بيت : در پس آينه طوطى صفتم داشتهاند * آنچه استاد ازل گفت بگو مىگويم