محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )
295
مناقب مرتضوى ( فارسي )
[ نام ] ، در وى مردان باشند كه از بسيارى رياضت قالب عنصرى خود را چون 6323224 خ 0 78 خ اديم مالند و نيكى باد بر اهل سمرقند كه آن زمين جاى عبادت و پرستش بارى تعالى است ليك در آخر الزّمان هلاك ايشان بر دست تركان باشد و در حق اهل شاش و فرغانه خداى تعالى را تقديرهاست . خنك آنكه در آن موضع چند ركعت نماز گزارد ! و در خراسان شهرى است سنجاب [ نام ] ، كسى كه آنجا بميرد شهيد باشد . اما شهر بلخ يك نوبت خراب شده بود اگر نوبت ديگر خراب شود ، آبادان نگردد و نيكى باد اهل طالقان را كه آنجا حقّ سبحانه را گنجهاست نه از سيم و زر بلكه مردانى باشند كه خداى تعالى را چنان شناسند كه حقّ شناختن است و چون فرزند من مهدى پيدا شود ، ايشان از اصحاب او باشند و نيكى باد بر اهل ترمذ كه در آنجا مؤمنان باشند كه بجز رضاى خدا و دوستى مصطفى و اهل بيت چيزى ديگر بر دل ايشان عبور نكند اما هلاكت ايشان به طاعون خواهد بود . اما بر شهر اشجر نيز در آخر الزّمان دشمنى غالب آيد و جملهء اهل آن شهر را به قتل آورد و در شهر خيبر زلزلهء عظيم افتد و مردم آن شهر بيشتر از خوف هلاك شوند و در سمنان جماعتى باشند كه قرآن خوانند و از حلق ايشان نگذرد ( يعنى به دل اثر نكند ) و از دين اسلام چنان بيرون شوند كه تير از كمان و در آخر الزّمان چنان ريگ بارد كه اهل شهر در زير ريگ هلاك شوند اما سختى باد كوسنگ 7323224 خ 0 79 خ را كه از آنجا سى دجّال بيرون آيد و هر دجّالى به ناپاكى بر آن صفت باشد كه اگر جمله بندگان خدا را بكشد باك ندارد و اهل نيشابور از برق و رعد هلاك شوند و آن شهر بعد از آبادانى و كثرت سواكن چنان خراب شود كه هرگز آبادان نگردد و در گرگان مردمان باشند كه دلهاى ايشان سخت باشد و فاسقان بسيار باشند اما نيكىباد قومش را كه آنجا نيكمردان بسيار باشند 8323224 خ 0 80 خ و آن سرزمين از مصلحان خالى نبود . اما در دامغان چون كثرت خلايق بسيار شود ، آن شهر خراب شود و اهل سمنان تا ظهور مهدى آخر الزّمان پيوسته از تنگى معيشت پريشان باشند و در طبرستان مردم صالح كمتر باشند و فاسق بسيار و از كوه و هامون آن شهر منفعت رسد . اما در شهر رى مردم فتّان باشند و پيوسته از آنجا فتنه خيزد و در آخر الزّمان بر دست ديلمان خراب شود و بر دروازهاى كه متّصل به كوه است ، چندان خلق كشته شود كه عدد ايشان كسى نداند بجز خداى تعالى . و بر دروازهء مذكور بيست نفر از بنى هاشم نماز گزارند كه هريك از ايشان دعوى خلافت كند و مرد بزرگى را كه همعنان پيغمبرى 9323224 خ 0 81 خ باشد ، چهل شبانهروز محبوس داشته بعد از آنكه بكشند ، بزرگان ولايت اصفهان و اهل رى را از ممرّ قحط ، رنج بسيار رسد . چون امير المؤمنين - كرّم اللّه وجهه - اين نوع سخنان فرمود و از احوال شهرهاى خراسان بيان نمود ، عمر گفت : يا ابا الحسن ، مرا در تسخير مملكت خراسان ترغيب ساختى . فرمود : يا ابا حفص ، آنچه مرا به مكاشفه معاينه شده