محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )
291
مناقب مرتضوى ( فارسي )
منقبت : در تاريخ اعثم كوفى مسطور است كه : « چون ابو بكر - رضى اللّه عنه - خواست به جهت تسخير مملكت شام لشكر فرستد ، اكابر مهاجر و انصار را طلب نموده رايى زد . هركس صلاحى ديد و رايى پسنديد ؛ بعضى گفتند لشكر بايد فرستاد و بعضى گفتند خود بايد رفت . بالاخره به منزل فيوض نازل امير المؤمنين - كرّم اللّه وجهه - آمده گفت : يا ابا الحسن ، راى جهانآراى تو چيست ؟ امير فرمود : اگر لشكر فرستى به فتح و ظفر واثق باشى و اگر خود روى ، بر نصرت ايزدى اعتماد كن كه در هر دو حال همه كارها بگشايد و فتح و ظفر روى نمايد . ابو بكر گفت : بشرك اللّه يا ابا الحسن و ليكن از كجا مىگويى ؟ فرمود : من از آن سرور - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - استماع دارم كه دين اسلام بر جميع اديان غلبه كند تا روز قيامت . ابو بكر گفت : يا ابا الحسن ، چنانچه مرا بدين حديث شاد كردى ، خداى تعالى تو را به زيادتى درجات بهشت شاد كند و رو به اصحاب كرده گفت : اى مسلمانان ، اين مرد وارث علم و وصى مخبر صادق است ؛ هركه در صدق اين سخن شك دارد ، بىشك منافق و زنديق است . المقصود مطابق فرمودهء امير المؤمنين - كرّم اللّه وجهه - فتوحات روى نمود . » منقبت : هم در كتاب مذكور مسطور است كه : « روزى در مسجد كوفه شخصى آمده گفت : يا امير المؤمنين ، عزيمت آن به خاطرم نقش بسته كه در بيت المقدس رفته به عبادت مشغول باشم . فرمود : زادى كه ساختهاى بخور و راحله فروخته در اين مسجد ساكن شو كه از جمله چهار مسجد متبرّك دنياست و دو ركعت نمازى كه در اين گزارى ، ثوابش از ده هزار ركعت كه در مسجد ديگر كنى راجح آيد و يكى از فضايلش آن است كه در وقت طوفان تنورى كه نخست آب از آنجا جوشيده در گوشهء اين مسجد بود و آنجا كه ستون پنجم است ابراهيم و نوح و ادريس - عليهم السّلام - نماز گزاردهاند و مدتى عصاى موسى - عليه السّلام - در آنجا بود و بت يغوث و يعوق را از اينجا شكستهاند و چندين هزار خلق را روز قيامت از اين سرزمين حشر كنند كه ايشان را حساب و عقاب نباشد و در صحن اين مسجد يكى از مرغزارهاى بهشت خواهد بود و از اينجا سه چشمه در آخر الزّمان ظاهر شود ؛ چشمهء آب صاف و چشمهء شير و چشمهء روغن و جانب راستش ذكر است و جانب چپ فكر . »