محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )

261

مناقب مرتضوى ( فارسي )

كه آيهء ديگر فرمود : « وَ أَنَّ هذا صِراطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ » 9713224 خ 0 22 خ اول به آن استقامت صراط فرموده و حقيقت آن يقين نموده و آنگاه به اتّباع كه عبارت از ثابت بودن است بر آن دلالت مىفرمايد . و مراد از « الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ » يهودند و از « الضَّالِّينَ » نصارى . يعنى قوم يهود به دليل : « وَ باؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ » 0813224 خ 0 23 خ كه در شأن ايشان واقع شده ، « وَ ضَلُّوا عَنْ سَواءِ السَّبِيلِ » 1813224 خ 0 24 خ كه دربارهء نصارى صادر شده و هركه از طريق محمّد و اهل بيت او انحراف جويد ، حكم آن دارد . و در آخر مكتوب قيصر روم مرقوم بود كه كدام سوره است از سورهء قرآنى كه هفت آيه است به عدد ابواب دوزخ و هفت حرف از حروف در وى نيست ؟ كه ما در انجيل خوانده‌ايم ، هركس آن سوره را بخواند ، هفت در دوزخ بر وى بسته شود . امير - كرّم اللّه وجهه - در آخر همان جواب نوشت كه : آن سورهء فاتحه است كه آن را سبع المثانى خوانند و آن هفت حرف كه « ثا » و « جيم » و « زاد » و « شين » و « ظا » و « خا » و « فا » باشد در آن سوره نيست . آن همين سوره است كه به شما رسيده كه در « اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ » شبهه داشتيد و آن كتابت را مهر خود كرده فرستاد و چون قيصر روم بخواند ، حقيقت دين اسلام بر وى منكشف گشت و اما به قوم خود اظهار نتوانست كرد ، به دل قبول اسلام نمود و اسيران اهل اسلام باز فرستاد . » منقبت : در تفسير ثعلبى از عبد اللّه بن مسعود - رضى اللّه عنه - منقول است كه گفت : « قرآن بر هفت حروف نازل شده و هر حرفى را ظاهرى و باطنى است و نزد امير المؤمنين على ، علم ظاهر و باطن اوست و قرآن بر هفت قرائت نازل گشته ؛ و يا مراد از حرف اصل باشد كه بر هفت اصل نازل شده ، محكم و متشابه و نص ظاهر و مجمل و مئوّل و ناسخ و منسوخ . » منقبت : در اربعين جار اللّه علّامه مسطور است كه : « چون حديث : « انا مدينة العلم و على بابها 2813224 خ 0 25 خ » به گوش بعضى از خوارج رسيد ، از راه حسد هيجده نفر از عالمان ايشان پيش امير المؤمنين آمده گفتند : يا على ، ما هركدام از تو يك سؤال مىكنيم ؛ اگر جواب هركدام از ما جداجدا دادى ، پس مىدانيم كه تو به تحقيق در مدينهء علم رسولى . امير المؤمنين گفت : بپرسيد آنچه به خاطر داريد . پس يكى پيش آمده سؤال نمود كه علم بهتر است يا مال ؟ فرمود : علم بهتر است . گفت : به چه دليل ؟ فرمود : به درستى كه علم ميراث پيغمبر